بازگشتن دشمن، در حالى که کینه ‏اش آرام نگرفته است

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۹ - فراز ۶

فَابْتَدَأْتَنِي بِنَصْرِكَ، وَ شَدَدْتَ أَزْرِي بِقُوَّتِكَ، ثُمَّ فَلَلْتَ لِي حَدَّهُ، وَ صَيَّرْتَهُ مِنْ بَعْدِ جَمْعٍ عَدِيدٍ وَحْدَهُ، وَ أَعْلَيْتَ كَعْبِي عَلَيْهِ، وَ جَعَلْتَ مَا سَدَّدَهُ مَرْدُوداً عَلَيْهِ، فَرَدَدْتَهُ لَمْ يَشْفِ غَيْظَهُ، وَ لَمْ يَسْكُنْ غَلِيلُهُ، قَدْ عَضَّ عَلَى شَوَاهُ وَ أَدْبَرَ مُوَلِّياً قَدْ أَخْلَفَتْ سَرَايَاهُ.

پس (پیش از آنکه از تو یارى درخواست نمایم) به یارى کردنم آغاز نمودى، و پشتم را به توانائیت محکم و استوار گردانیدى، آنگاه تیزى و برندگى او را شکستى (ضایع و تباهش ساختى) و پس از آنکه در گروهى (همراهان) بسیار بود او را تنها گذاشتى، و مرا بر او فیروز نمودى، و آنچه (تیر یا نیزه‏اى را که براى کشتن من) نشانه‏ گیرى کرده بود بر خودش برگرداندى، و در حالى که خشمش را بهبودى نداده و کینه‏ اش فروننشسته او را بازگرداندى (آنگاه از روى بسیارى خشم و پشیمانى) سر انگشتان خود را به دندان گزید و رو برگردانید در حالى که سپاهیانش (یاران و یاورانش) آنچه به او وعده داده بودند انجام ندادند.

معرفی آثار صحیفه سجادیه

Have no items! Please recheck module config!