کلیپ های صوتی،تصویری

مطالب برگزیده

  • تــازه ها
  • متن دعا

درخواست حاجت از خدای متعال، بخش چهارم

ولى علم باو كما ‌هو‌ حقه خاص بانبياء ‌و‌ اولياء عليهم السلام است ‌و‌ اشاره ‌به‌ همين مطلب ‌ما‌ نحن فيه است

بیشتر...

درود بر‌ حاملان عرش ‌و‌ هر‌ ملك مقرب ديگر، بخش

اين محمد صلى الله عليه ‌و‌ آله پيغمبر رحمت است خدا فرستاده ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ سوى عباد خود رسول ‌و‌ نبى،

بیشتر...

هنگام سختى ‌و‌ دشوارى در‌ امور

دعاى ‌آن حضرت عليه السلام هنگام سختى ‌و‌ دشوارى در‌ امور


̶    خداوندا! مرا به‌  كارى مكلف نموده اي‌ كه‌  خود، نسبت به‌  من‌  بر‌   ‌آن تواناترى  ‌و‌  قدرتت

بیشتر...

معيار كمال ‌و‌ نقص صفات انسانى

صفات انسانى ‌به‌ ‌سه‌ دسته تقسيم ‌مى‌ شوند :  
 صفت مردم پسند ‌كه‌ جزء آداب اجتماعى است ‌و‌

بیشتر...

روز عيد قربان ‌و‌ روز جمعه، بخش چهارم

خداوندا باز نمى گرداند خشم ‌تو‌ ‌را‌ مگر حلم ‌و‌ صبر تو، بازنمى گرداند عقاب ‌تو‌ ‌را‌ مگر عفو تو، پناه نمى

بیشتر...

آمار بازدید

بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
2216
4281
52557952
اوقات شرعی

آفريدگارا، تو را به بزرگى و يگانگى مى ستايم

•    حمد و سپاس خدائى را سزاست كه نخستين است و پيش از او هيچ نخستينى نبوده، و آخرين است و پس از او هيچ آخرينى نيست.

•    آنكس كه چشم تماشاگران از تماشايش ناتوان، و انديشه توصيفگران از وصفش عاجز است.

•    آفريدگارى كه به نيروى خويش آفرينش را هستى بخشيد، و بى آنكه او را نمونه اى و مثالى باشد، جملگى مخلوقات را به خواست خويش پديد آورد.

•    آنگاه آنان را به راه اراده خويش به هر كارى و راهى روان ساخت، و به طريق مهر و محبت خويش آنان را برانگيخت. هر چند كه آنان را آن توانائى نيست كه در آنچه پيش رفته اند، پس مانند، و ياراى آن ندارند تا آنچه را برايشان تقدير شده به عقب اندازند.

•    خداوندى كه هر جاندارى از خوان قسمتى كه عطا فرموده، روزى معلوم برد.
•    بر آنكس كه فراخى بخشد. هيچ كاهنده اى، نعمتش نتواند كاست، و بر آنكس كه تنگى دهد هيچ فزاينده اى، به او نعمت نتواند افزود.

•    پس آنگاه بهره اش را از زندگى تا زمانى معلوم و پايانى محتوم تقدير داشته، كه در گذرگاه روزها، گام به پايان پيش مى برد و با سالهاى زندگى به سرانجامش نزديك و نزديكتر مى شود. چنين مخلوقى نقد عمر و زندگى به قدر تقدير بستاند، و آنگاه به پاداش سرشارى كه به سويش خوانده شده برسد، و يا به كيفر هولناكش گرفتار شود، تا بدينسان خداوند آنان را كه بد كرده اند و آنان را كه نيكوكارى نموده اند، جزا دهد.

•    و اين جزا بخشى، از سوى او، با عدالتى از روى راستى و درستى همراه باشد. او كه نامهايش پاك و منزه و انعام و اكرامش پياپى است. كس از او به آنچه مى كند، پرسش نكند و او از همه كس مى پرسد.

•    حمد و سپاس خداى بى مثالى را سزاست، كه اگر بندگان خويش را از معرفت شكر نعمتهاى ناگسسته و بخششهاى پيوسته اش، بازمى داشت، شكر نعمتش بجا نمى آوردند و با اينحال از نعمتش بهره مند مى شدند، و سپاس نعمت نمى گزاشتند، و باز هم خوان روزى اش را بس فراخ تر مى يافتند و قدر شكر نمى دانستند.

•    اما اگر چنين مى شد، آنان از اوج انسان بودن به ژرفناى حيوان شدن رو مى نهادند و چنان مى شدند، كه در كتاب ايمان، يعنى قرآن، توصيف شده است كه: «ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا»
•    (البته آنان (كافران) بسان چهارپايان نيستند، بلكه گمراهترند)
•    حمد و سپاس آفريدگارى را سزاست كه وجود خويش را به ما شناساند و شكر نعمتهاى خويش به قلب ما الهام داشت. درهاى دانائى به ذات پروردگارش را بر عقل ما گشود و ما را بر پاكى و اخلاص در يگانگيش ارشاد نمود، و از لغزش و ترديد در امر خويش دورمان داشت.

•    آنچنان كه ما ميان آفريدگان سپاسگويش، در شكر نعمت زندگى كنيم، و با اين حمد و سپاس، ما بر هر كس كه در طريقت رضايت و گذشتش گوى سبقت ربوده، نيز پيش افتيم.

•    چنان حمد و سپاسى كه به فروغش تاريكيهاى برزخ و دوزخ را بر ما روشن سازد و راه رستاخيز را بر ما سهل و آسان نمايد، و مكان ما را در جايگاه گواهان، شرف و آبرو بخشد در آن روزى كه: «هر كس به سزاى آنچه كرده خواهد رسيد و به آنان هيچ ستمى نشود» روزى كه هيچ يارى بار گناهى از دوستى دور نتواند كرد، و آنان ياراى ياورى يكدگر هم نخواهند داشت.

•    آن حمد و سپاس ما كه به مكانهاى بس بلند بهشت بالا رود، و ويراسته اى نگاشته باشد تا مقربين درگاه ملكوتى با چشم دل بر آن بنگرند و نگاهدار آن باشند.

•    چنان شكر و سپاسى كه، به هنگاميكه ديده هاى گناه آلود از سختى عذاب خيره و كور گردند، چشم ما از بركت آن حمد و ثنا، بينا شود. و زمانى كه چهره ها از فرط شرم و گناه سياه گردد، سيماى ما سپيد شود.

•    آن حمد و سپاسى كه پاداشش مجاورت رحمت پيش آورد، و درد عذاب آتش را دور كند.

•    چنان شكر و سپاسى كه ما را دوشادوش فرشتگان مقرب بارگاه الهى روان سازد و از كثرتمان گوئى كه پهنه عظيم عرش را بر فرشتگان تنگ مى سازد، و به يارى آن حمد و ثنا آن جاودانه سرا، و پرنعمت مكان، ما را با پيامبران فرستاده او محشور و مربوط سازد.

•    سپاس بيرون از شمار كردگارى را سزاست كه نيكوئيهاى آفرينش را از روى كرم بر ما بخشيد و جويبار رزق پاك را براى ما جارى ساخت.

•    و به قدرت بى مانند خويش، ما را بر آفريدگان برترى بخشيد. آنچنان كه به توانائى او، جملگى مخلوق از ما پيروى نمايند، و به يارى و عزتش از ما فرمانبردارى كنند.

•    حمد و سپاس معبودى را سزاست كه در نياز ما جز بر روى او به سوى كسى باز نباشد. از اينرو، با چنين عظمتى سرشار، با چه توانى شكر نعمتش گوئيم؟ يا چه زمان يارائى حمدش داريم؟ ما كه ناتوانيم، پس كى توانيم؟

•    حمد و سپاس خالقى را سزاست كه وسايل و دلائل از هم گسستگى و لوازم و روابط به هم بر بستگى را در پيكر ما به هم پيوسته ساخته، و ما را نعمت بهره مندى از روح و روان بخشيده است.
•    آفريدگارى كه اسباب كار و كوشش در ما پديد آورد، و ما را با قسمت و روزى پاك خويش پرورش داد، و به لطف احسانگرانه اش ما را توانگر ساخت، و به نعمتش ما را سرمايه زندگى بخشيد.

•    پس آنگاه، ما را امر به نيكى داد، تا مدارج ايمان و اطاعتمان را بيازمايد- كه اين آزمون بر ما انكارناپذير گردد- و ما را امر به پرهيز از بدى داد، تا ميزان شكر و سپاسمان را بيازمايد. و ما... از اسب راهوار اطاعتش پائين آمديم و بر توسن باد پاى نافرمانيش سوار شديم. آنگاه خداوند بسيار مهربان خطابخش، در كيفر ما تندى نكرد و به شتاب اراده در انتقام ننمود. بلكه از روى بخشش و احسان و رحمت به انسان، از تقصيرمان گذشت و آن رحمان مهربان از روى شكيبائى خدائى، در مقام انتظار بازگشت ما به راه راست، باقى ماند و به ما مهلت بخشيد.

•    حمد و سپاس بخشنده و مهربانى را سزاست كه ما را طريقت انابت و توبه آموخت. توبه و انابتى كه ما به فضل و كرمش، آنرا آموخته ايم. پس اگر احسان بى شمارش را تنها منحصر به آن نعمت «توبه» نكنيم، الطافش در حق ما تمام و احسانش بر ما بس عيان و فضلش بر ما بيرون از شمار است.

•    آئين خداونديش براى «توبه» در حق گذشتگان اين چنين توانفرسا نبوده، و بر آنچه ضعيف بوده ايم ما را تكليف نفرموده و در حد توان و طاقت، ما را موظف داشته و آنچه بر ماست، جز كردارى ساده نيست بدينسان ديگر جاى بهانه اى براى ما باقى نگذاشته است.

•    بدينگونه، نگونبخت آن كسى است كه از او نافرمانى كند، و نيكبخت آن كسى است كه رو به سويش آورد.

•    حمد و سپاس خدائى را سزاست كه فرشتگان مقرب درگاهش او را مى ستايند و عزيزترين آفريدگانش حمدش بجا آرند و نيكوترين ستايشگرانش راهپوى ستايشش باشند.

•    چنين سپاسى، برترين سپاسهاست. همانگونه كه او نسبت به آفريدگان، برترين باشد.
•    پس به شماره بيرون از شمار تمام ذرات خلق و هستى- كه تنها او بر آنها محيط است و داناست- بر هر نعمتى كه بر ما بندگان امروز و ديروز و فردايش، بخشيده، سپاسش گوييم. شكر و سپاسش گوئيم چندين برابر تمام ذرات آفرينش تا جاودان، تا روز رستاخيز.

•    چنان حمد و ثنائى كه تعدادش را شماره اى، فزونى اش را پايانى، پايانش را توفيق رسيدنى، و زمانش را انقطاعى نيست.

•    چنان حمد و ثنائى كه وسيله وصول به اطاعت از او و بخشش، سبب رضايت و آمرزشش، طريقت رسيدن به احسانش، پناهندگى از آزار عذابش، آسودگى از خشم، و حمايت از طاعت، و مانع از سقوط به پرتگاه گناه و يارى بخش در انجام اوامر وظايفى- كه بر ما تكليف شده- مى گردد.

•    چنان حمد و سپاسى كه موجب مى شود تا ميان ياران سعادتمندش پيروزمند باشيم و به يارى آن، زير تيغ دشمنانش در صف كشتگان راهش قرار گيريم. خداوندى كه يارى بخش و ستوده است.

-----------------------------

منبع

قرآن و قرآن پژوهان،نهج البلاغه و ....

معرفی آثار صحیفه سجادیه

Have no items! Please recheck module config!