جاه: قدر و منزلت است.
من فى قوله عليه السلام من طاعتك يا ابتدائيه است يا بيانيه است يا تبعيضيه است يعنى ميكائيل كه صاحب قرب و منزلت است در نزد تو، و صاحب مكان بلند است از طاعت تو. بعضى را گمان چنان شد كه ميكائيل از مكيال است يعنى اندازه كردن و اين اسم عربى است و عمل و شغل او پيمانه ى آب كردن است در وقت نزول و آن موكلست بر سحاب و هميشه نزول مطر از سحاب است به اندازه ى و پيمانه ى مگر يوم النوح كه در آن روز پيمانه و اندازه نبود به اين معنى كه اندازه و پيمانه او به يد قدرت بود و اين مطلب اگر چه ممكن است لكن بعيد است، زيرا كه منافات دارد با فقره ى بعد كه مى فرمايد: وكيل ما تحويه لواعج، و اين اسم عربى نيست بلكه سريانى يا عبرانى است ئيل به عبارت عبرانى نام خداى تعالى است.
اللغه:
امين: مقابل خائن، وحى آن چيزى است كه به سوى انسان مى رسد از جانب خداى تعالى به واسطه ى ملك اگر بدون واسطه رسد در بيدارى او را الهام گويند، و اگر در خواب رسد او را رويا گويند و اين دو تاى اخير شريكند در افتادن
مطلب در قلب، و به اعتبار تفاوت كند،
مطاع: آقا و مولى.
مكين: ثابت و برقرار يعنى اى خداى من جبرئيل امين بر رساندن وحى تو است، و آقا هست در اهل آسمانهاى تو و ثابت و برقرار است نزد تو و مقرب است در خدمت تو.
............................



















