• بخشی از دعای 49
دستاورد مهم اين سير در بخش روش شناسى ، اثبات حاكميت خرد بر حس است ، زيرا چشم و گوش ما بيش از ظواهر عالم را نمى بيند . مثلا آب را رافع عطش و آتش را علت حرارت مى دانيم ، ولى كوشش عقل معطوف به يافت علت رابطه است ؛ مثلا مى پرسد : اساسا آب كجا بود ؟ عوامل سازنده ى آب چگونه تركيب يافت ؟ پيوند رفع عطش با آب چگونه تبيين مى شود ؟ رابطه ى تناسب معكوس آب با عطش را چه كسى تنظيم كرده است ؟
آن چه را كه درايت عقلانى مى جويد و مى يابد ، غير از چيزى است كه دست و چشم و گوش ظاهرى لمس و حس مى كنند . دانشمند طبيعت شناس كه در آزمايشگاه نشسته است ، رابطه ها را مى بيند و آزمايشگاه بيش از اين به او نمى گويد كه رابطه ى بين اين دو عنصر موجب پيدايش جسم خاصى است ، ولى عقل در كاوش آن است كه خاستگاه اصل وجود هر دو عنصر را پيدا كند و نيز بداند كه ارتباط ميان آن دو از كجا سرچشمه مى گيرد . از اين رو ، به مبدئى پى مى برد كه آزمايشگاه از تجربه و نشان دادن و تبيين آن ناتوان است و اين خرد است كه مى يابد هر اثر حاصل هست ها و همه ى فعل و انفعال ها ، وابسته به مبدا متعالى است ؛ پس يگانه كسى كه كمبودها را جبران ، حاجت ها را روا ، درخواست ها را اجابت ، روابط موجودات را برقرار ، نظام صنع را هماهنگ مى كند و پيدايش غايات و رسيدن به مقاصد معقول را پى ريزى كرده است ، فقط و فقط خداوند حكيم و قادر است .
و يا من لا يبيع نعمه بالأثمان ، و يا من لا يكدر عطاياه بالامتنان ؛
اى خدايى كه نعمت هايش را به بهايى نمى فروشد و اى كسى كه با بذل احسان خود ، بار منت به دوش خلق ننهاده تا احسان خود را تباه گرداند.
..............................



















