اللغه: مكافات مجازات و مقابله.
تعدى: ظلم نمودن.
رغبت: اعراض اگر بعن متعدى شود و به معنى ميل اگر بالى شود.
يعنى: اى خداى من اى كسى كه ميل نمى نمايد در جزاء، و پشيمان نشود بر عطا، اى كسى كه مقابله نكند بنده ى خود را بر سبيل تساوى. يعنى به لطف و كرم خود عفو مى نمايد از بندگان منت تو اول منت است، و عفو تو تفضل است و عقوبت تو عدل است، حكم تو خير است اگر عطا كنى مخلوط نمى نمائى عطايت را به منت و اگر منع فرمائى نيست منع تو تعدى و ظلم.
ايقاظ: بعد از اينكه خدا را حكيم دانستيم پس هيچ امرى از امور از او سئوال نشود بمه و لمه پس نخواهد در امر خود نادم شد زيرا كه ندم صفت كسى است كه حكيم نباشد.
يعنى: شكر مى نمائى تو كسى را كه شكر تو نموده است و حال آنكه تو الهام نمودى او را شكر خود را، و مقابله مى نمائى كسى را كه حمد تو نموده و حال آنكه تو تعليم دادى او را حمد، مى پوشانى بر كسى كه اگر مى خواستى رسوا مى نمودى او را، جود و بخشش مى نمائى بر كسى اگر مى خواستى منع مى نمودى او را در و هر دو فرقه سزاوار بودند مر فضيحت و منع را.
يعنى: مگر آنكه تو بنا گذاشتى افعال خود را بر تفضل و اجراء مى فرمائى قدرتت را بر تجاوز يعنى قادرى جاى نمى آورى،
تنبيه: معنى شكر و حمد در سابق معلوم شد، اما ثناء بنده مر خدا را معلوم بالحس و الوجدان است و اما ثناء خدا او را در نزد ملاء اعلى چنانچه
يعنى: شكر مى نمائى تو كسى را كه شكر تو نموده است و حال آنكه تو الهام نمودى او را شكر خود را، و مقابله مى نمائى كسى را كه حمد تو نموده و حال آنكه تو تعليم دادى او را حمد، مى پوشانى بر كسى كه اگر مى خواستى رسوا مى نمودى او را، جود و بخشش مى نمائى بر كسى اگر مى خواستى منع مى نمودى او را در و هر دو فرقه سزاوار بودند مر فضيحت و منع را.
يعنى: مگر آنكه تو بنا گذاشتى افعال خود را بر تفضل و اجراء مى فرمائى قدرتت را بر تجاوز يعنى قادرى جاى نمى آورى،
تنبيه: معنى شكر و حمد در سابق معلوم شد، اما ثناء بنده مر خدا را معلوم بالحس و الوجدان است و اما ثناء خدا او را در نزد ملاء اعلى چنانچه
روايت شده است كه اگر عبدى عملى نمايد از روى خلوص فخريه مى كند خدا بدان عمل به ملائكه و ارواح انبياء و ايضا وارد است كه اى پسر آدم مرا در محضر خود ياد نما تا ياد نمايم تو را در محضرى كه نيكوتر از محضر تو است.
روايت شده است كه اگر عبدى عملى نمايد از روى خلوص فخريه مى كند خدا بدان عمل به ملائكه و ارواح انبياء و ايضا وارد است كه اى پسر آدم مرا در محضر خود ياد نما تا ياد نمايم تو را در محضرى كه نيكوتر از محضر تو است.
يعنى: شكر مى نمائى تو كسى را كه شكر تو نموده است و حال آنكه تو الهام نمودى او را شكر خود را، و مقابله مى نمائى كسى را كه حمد تو نموده و حال آنكه تو تعليم دادى او را حمد، مى پوشانى بر كسى كه اگر مى خواستى رسوا مى نمودى او را، جود و بخشش مى نمائى بر كسى اگر مى خواستى منع مى نمودى او را در و هر دو فرقه سزاوار بودند مر فضيحت و منع را.
يعنى: مگر آنكه تو بنا گذاشتى افعال خود را بر تفضل و اجراء مى فرمائى قدرتت را بر تجاوز يعنى قادرى جاى نمى آورى،
تنبيه: معنى شكر و حمد در سابق معلوم شد، اما ثناء بنده مر خدا را معلوم بالحس و الوجدان است و اما ثناء خدا او را در نزد ملاء اعلى چنانچه روايت شده است كه اگر عبدى عملى نمايد از روى خلوص فخريه مى كند خدا بدان عمل به ملائكه و ارواح انبياء و ايضا وارد است كه اى پسر آدم مرا در محضر خود ياد نما تا ياد نمايم تو را در محضرى كه نيكوتر از محضر تو است.
..........................



















