حضرت صادق (ع) از رسول خدا روايت نمايد كه آن بزرگوار فرمودند: خدا رحمت كند والدينى را كه اعانت نمايند فرزند خود را بر نيكوئى او، حضرت صادق (ع) فرمودند كه: مردى از انصار خدمت رسول خدا عرض نمود كه كيست كه نيكوئى به او خوبتر باشد؟ فرمودند: نيكوئى نمودن در حق والدين عرض نمود ايشان مرده اند فرمود: نيكوئى نما به ولدت، و فرمود خواهد آمرزيده شد بنده از براى دوست داشتن او مر فرزند خود را، و در بعضى از روايات وارد است كه دعاى والد در حق ولد از جمله دعاهائى است كه البته خواهد مستجاب شد.
كلمه ى على مى شود متعلق به عون باشد و مى شود متعلق به اجعل.
يعنى: ببخش تو مرا از نزد خود فرزندان نرينه و بگردان اين هبه را خوب از براى من، و قرار بده آنها را از براى من يار و مددكار بر آنچه از تو سئوال نمودم.
حضرت در اينجا دعاى عطاى اولاد ذكور مى نمايد با اينكه اناث اشرف است از ذكور، و در بعضى از روايات معلوم مى شود كه دختر حسنه است و پسر نعمت است. نعمت در قيامت مسئول عنه است و دختر حسنه است و از آن سئوال نمى شود، و در روايت ديگر است كه اگر كسى دختر خود را خوشحال كند به منزله ى آن است كه بنده ى از اولاد اسمعيل را آزاد كرده باشد
نظرم مى رسد در بعضى از روايات است كه طلب دختر مكروه است و دور نيست كه سئوال امام (ع) از براى انفعيت اولاد ذكور است و فوائدى كه بر طلب كردن دختر مترتب نيست.
و پناه ده مرا و ذريه ام را از شيطان مطرود پس به درستى كه آفريدى ما را و امر فرمودى ما را و نهى نمودى ما را و ترغيب نمودى ما را در ثواب آنچه كه امر نمودى ما را و ترسانيدى ما را از عقوبت آن.
قوله: فانك علت است از براى استعاذه.
و گردانيدى تو بر ما دشمنى را كه كيد و حيله مى كند ما را، مسلط نمودى او را بر ما به طريقى كه مسلط ننمودى ما را بر او بدان نحو ضمير اول راجع است به سوى ماء موصوله و ضمير دوم به سوى شيطان.
بيان است از براى سابق كه سلطنت او قاهره است بر ما به نحوى كه ما بر او سلطنت نداريم.
.........................



















