اللغه: ابتغاء به معنى طلب كردن.
فضل: به معنى نعمت.
تسبب: باب تفعل، وصول و ادراك يعنى چيزهائى مهيا نمودن كه به آن وصول به نعم شود.
سرح: به معنى بيرون رفتن و فرستادن، يقال: سرح اى ارسل.
درك: به فتح و سكون به معنى ادراك.
التركيب: طلبا مفعول له از براى ليسرحوا.
شرح: يعنى خلق كرده است از براى انتفاع عبيد خود روز را روشن تا اينكه طلب كنند از فضل و نعم او و برسند به سوى رزق و روزى او و بيرون روند در زمين او به علت طلب كردن مر آن چيزى كه در آن چيز است وصول الان از دنياء ايشان و فهميدن آينده از آخرت ايشان.
تذنيب: بدانكه در فقره ى اخيره دور نيست كه اشاره باشد از فوائد سفر كه حضرت اميرالمومنين عليه الصلوه و السلام از فوايد او پنج چيز فرموده است كه بعضى مرتبط است به معاش و بعضى به معاد و تفرج هم و اكتساب معيشت و علم و آداب و صحبت ماجد.
............................



















