• بخشی از دعای 49
پنجم: در تحقيق حال رعد و برق و صاعقه و رياح كه ابخره ى ارضيه كه ممتزج از عناصر اربعه است، كه ميل به صعود كند خود را به قطعه ز مهريريه رساند و در آنجا اجزاء مائيه او گرفته شود يا باران يا برف يا تگرك شود بر حسب استعدادات و بقيه ى آن را سحاب گويند و تموجات كه از آن ابخره حاصل شود در هوا آن را رياح خوانند و چون آن بقيه ى كه آن را سحاب خوانند بناى دويدن و سرعت گذارد از آن صوتى حاصل شود كه آن را رعد خوانند از اينكه مشتمل بر اجزاء دخانيه و دهنيه است اگر مشتعل شود به واسطه ى قرب و مجاورت كه داشته باشد به كره ى ناريه رود منتفى شود آنرا برق خوانند اگر به شدت مشتعل شود آن ، را صاعقه خوانند اين است فى الجمله الصطلاح متكلمين لكن آنچه در رعد از شرع معلوم مى شود رعد صوت ملكى است كه بزرگتر از مگس و كوچكتر از زنبور و او به منزله ى مردى است كه شتر راند و گويد: هاى هاى و برق تازيانه ى آن ملك از به هم خوردن سحاب بعضى به بعضى آتش متكون مى شود آن را صاعقه خوانند.
محمد بن يعقوب در كافى بسند خود از حضرت اميرالمومنين عليه الصلوه و السلام روايت مى كند كه فرمود: سئوال شد از پيغمبر صلى الله عليه و آله كه: در كجا مى باشد سحاب فرمود: بالاى درختى كه آن درخت بر بالاى موضعى بر شاطى بحر يمن است منزل و قرار مى گيرد در آن، پس در هر وقتى كه اراده كند خداى عزوجل بفرستد او را در جائى مى فرستد بادهائى كه او را پراكنده كند از مكان خود و موكل كند بر او ملائكه را كه مى زند او را به گرزهائى و او بر قسمت، پس سحاب مرتفع مى شود، پس قرائت كرد پيغمبر (ص) اين آيه ى شريفه را كه: و الله الذى ارسل الرياح فتثير سحابا فسقناه الى بلد ميت، و الملك اسمه الرعد.
انشاء الله تحقيق حال در دعاى ثالث خواهد آمد.
........................



















