• بخشی از دعای 49
حديث عجيبى در اين باره آمده است ؛ «حسين بن علوان» مى گويد : در سفرى كه براى كسب علم رفته بودم ، هنگامى كه در مجلس درس نشسته بودم ، يك باره متوجه شدم پولم تمام شده است . يكى از دوستانم كه متوجه حال من شده بود ، به من گفت : اكنون از چه كسى كمك مى خواهى ؟ گفتم : فلان دوستم . او گفت : هرگز حاجت روا نخواهى شد . گفتم : چرا ؟ گفت : امام صادق عليه السلام براى ما حديثى قدسى نقل فرمود كه خداوند متعال طى آن قسم ياد كرده و فرموده است :
و بعزتى و جلالى و ارتفاعى على عرشى لأقطعن أمل كل مؤمل (من الناس) غيرى ... أيؤمل غيرى فى الشدائد و الشدائد بيدى ؟!؛
سوگند به عزت و جلال و بزرگى و مقام بلندم در عرش كه قطعا اميد آن كس را كه به غير من توسل جسته است ، به نوميدى مبدل مى سازم ... آيا به غير من روى آورده است ، در حالى كه رمز گشايش همه ى سختى ها نزد من است ؟
سپس امام عليه السلام افزود كه خداوند مى فرمايد :
و يرجو غيرى و يقرع بالفكر باب غيرى و بيدى مفاتيح الأبواب و هى مغلقة ؟!؛
و آيا به ديگرى اميد دارد و با فكر و خيال خود در خانه غير را مى كوبد ، در صورتى كه كليد همه ى درهاى بسته در دست من است ؟!
شدت لحن اين حديث شريف ، نشان آن است كه خداوند متعال به هيچ وجه دوست ندارد كه بنده ى او به در خانه ى غير رفته و از غير خدا حاجت بطلبد و اين كار را از بنده ى خود يك نوع بى ادبى برشمرده است و اين نكته را گوشزد كرده است كه در اين صورت ، بنده از نظر رحمت الهى دور مى گردد و به حال خود واگذار مى شود.
............................



















