زندگى دنيوى پر از انواع گرفتارى ها و مصيبت ها – كه البته همه حكيمانه و بر پايه ى مصلحت است – مى باشد و اخبار فراوانى در اين باب وارد شده است ؛
از جمله پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
ان عظيم البلآء يكافأ به عظيم الجزاء ؛
بلاهاى بزرگى كه بر اهل دنيا وارد شود ، با نعمت هاى عظيم پاداش داده مى شود.
نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود :
أشد الناس بلاء الأنبياء ثم الأوصياء ثم الأماثل فالأماثل ؛
گرفتارترين مردم در اين دنيا انبيا و پس از آنان اوصياى خدا و سپس به ترتيب صالحان از مردم هستند .
از اين بيان معلوم مى شود گرفتارى هاى دنيوى ، نوعى كرامت الهى است كه به برخى از نيكان عطا مى شود و آدمى بايد در برابر مصيبت ها و ناگوارى ها تسليم و سپاس گذار باشد ، زيرا اگر انسان در مقابل اين حوادث پايدارى ورزد و از آنها به شكل صحيحى استفاده نمايد ، روح او آن چنان تعالى مى يابد كه شايد از صدها سال عبادت و رياضت و قيام ليل و صيام نهار ساخته نباشد .
بدين لحاظ امام عليه السلام فرمود : خدايا ! تمام حظ و بهره ى مرا در دنيا قرار مده ، زيرا چه بسيار از مقام هاى اخروى كه تحصيلشان در گرو شكيبايى در سختى ها و تحمل مصائب است . كسانى كه در دنيا قرين عافيت بوده اند ، در آخرت به شدت متأثر مى شوند و حسرت عظيمى بر آنان مستولى مى گردد كه چرا از درجات اولياى خدا – كه متحمل مصائب و رنج ها شدند – محروم اند .
اين فراز پيام مهم ديگرى نيز براى مصيبت ديدگان دارد . امام عليه السلام به ايشان توصيه مى كند كه مبادا در برابر شدت فشار ناملايمات خود را ببازند و شخصيت الهى خود را از دست بدهند كه تمامى اين شدايد و گرفتارى ها نزد خداوند متعال مورد نظر و عنايت و داراى ارج و اجر عظيم است .
راستى ، ائمه ى هدى عليهم السلام چه حق عظيمى بر امت دارند كه با يك جمله ى كوتاه ، صدها نكته ى حياتى و ارزشمند به ايشان آموخته اند . اللهم صل عليهم ما لا غاية لعددها و لا نفاد لأمدها .
و ان يكن ما ظللت فيه أو بت فيه من هذه العافية بين يدى بلاء لا ينقطع و وزر لا يرتفع ، فقدم لى ما أخرت ، و أخر عنى ما قدمت ؛
خداوندا ! اگر شب و روزهايى كه در عافيت گذرانده ام ، بلاى غيرقابل زوال و بار سنگين دايمى (حاصل از گناه) در پيش دارند ، آن بلاها را مقدم بساز و اين عافيت را ذخيره ى روزگار باقى عمرم قرار ده .
شناخت خدا و جهان ، راهى به نيك بختى
براى فهم پيام اين فراز ، توجه به چهار مقدمه ضرورى است :
1. بايد جهان بينى دقيق و همه جانبه اى داشته باشيم .
2. نبايد جهان را – كه موضوع شناخت است – با دنيا اشتباه كنيم .
3. جنگيدن با واقعيت ، يك خيال بافى خنده دار و پوچ بيش نيست ، زيرا رد و انكار ما ، از حقيقت نمى كاهد و انكار و الحاد ، تنها ميهمان ذهن خيال پردازان است .
4. زندگى اين دنيا بيش از آن چه مى پنداريم زودگذر است ، ولى جهان آخرت پايدار و ابدى و جاودان است و روشن است كه عمر محدود شصت يا صد ساله ى ما هرگز با بى نهايت قابل مقايسه نيست .
با در نظر گرفتن اين چهار مقدمه ، مى توان به خوبى دريافت كه آن چه را حضرت سجاد عليه السلام از خداوند متعال درخواست نموده است ، نداى باطنى و ناخودآگاه همه ى ما است و اگر مى پنداريم كه ما چنين تقاضايى نداريم ، قطعا به دليل جهل ما به اين مقدمات است .
آن چه مى خواهيم و آن چه نمى خواهيم از انديشه ى ما نشأت مى گيرد و بديهى است كه ذهن ناآگاه ، جاهلانه مى انديشد و لاجرم جاهلانه مى خواهد . حقيقت اين است كه اگر خداوند متعال و دنيا و آخرت را نشناسيم ، سخت فريب خورده ايم و عاقبت با اين جهل توأم با غرور نامعقول ، متحمل زيان هنگفت و خردكننده اى خواهيم شد .
ره آورد بسيار ارزشمند ديگرى كه جهان بينى صحيح توحيدى به دنبال دارد ، توجيه خردپسند و آرامش بخش حوادث عالم است كه بر اساس حكمت عادلانه ى حضرت ربوبى رخ مى دهد .
بدبينى فيلسوف ملحدى كه همه چيز را به ديد كوتاه خود ، نامعقول و ناعادلانه مى پندارد ، در واقع غفلتى است كه از ذهن محدود و سطحى او تراوش كرده است ، چه او هر يك از حوادث عالم را از رخدادهاى پس و پيش آن جدا مى كند و روابط بين حوادث را در نقشه ى جامع هندسه ى عالم ناديده مى گيرد و تنها همان حادثه ى جزيى را با آثار بسيار نزديكش در نظر مى آورد و به نفى تدبير و عدالت در نظام عالم حكم مى راند .
در جهان بينى امام سجاد عليه السلام زاويه ى ديد به اندازه اى گسترده است كه آغاز و انجام هستى و توالى منطقى پديده ها و نتايج دوردست آنها ، همگى مورد لحاظ قرار گرفته است و با چنين وسعت ديد است كه مى فرمايد : اگر سعادت ابدى من با رسيدن به عافيت اين دنيا خدشه دار مى شود ، از تو مى خواهم كه سعادت ابدى مرا با لذات زودگذر مبادله نفرمايى و اگر سعادت هميشگى به ناكامى هاى اين جهان گره خورده است ، من سعادت هميشگى را مى خواهم و ناكامى ها را به جان مى خرم .
براى فهم منطق حضرت شايسته است كه به يك مثل توجه كنيم : اگر زيباترين موجود جهان را در نظر بگيريم ، هر گاه آن را به اجزاى زيادى تقسيم كنيم و هر يك را جداگانه و با قطع نظر از نسبتى كه با كل دارد ، بسنجيم ، اصلا زيبا جلوه نمى كند ؛ چنان كه اگر گل بسيار زيبا و چشم نوازى را تجزيه كنيم و آن را با قطع نظر از گل برگ و كاسبرگ را بدون گل برگ ها بنگريم يا دنباله و پرچم را به تنهايى و با حذف ساير نسبت ها ملاحظه كنيم ، همان گل خوش منظر و هوش ربا به هيچ وجه زيبا نخواهد بود ؛ همين گونه است اگر بينى را بدون گونه و چشم و لب ، يا لب را بدون بينى و گونه و چانه و نيز چانه را بدون مجموع چهره به تنهايى بنگريم ، آن گاه هيچ رخسار قشنگ و مليحى در دنيا نخواهيم يافت .
اگر آخرت را با دنيا سنجيديم و هر يك از حوادث را با طول مدت خاص خود و هر كدام را جداگانه ملاحظه نموديم ، نتيجه همان خواهد بود كه حضرت سجادالائمه عليه السلام از خداوند متعال درخواست فرموده است . قوم هود و عاد و ثمود گاهى به استهزاى انبياى خود مى پرداختند و چنان كه قرآن مى فرمايد گاهى اين گونه تعبير مى كردند : (ربنا عجل لنا قطنا قبل يوم الحساب) قط به معناى نصيب است ؛يعنى خدايا ! عذاب آخرت ما را قبلا برسان . اين استهزا در واقع ريشه در عقايد فاسد و دروغين آنها داشت و درست بر عكس آن چه امام سجاد عليه السلام در اين فراز بيان داشته است ، به زبان مى آورده اند و نمى دانستند كه اگر آن چه گفته اند عملى شود در يك آن نابود خواهند گشت . در هر حال ، وضعيت روحى و اخلاقى آدمى به كيفيت انديشه و ذهنيت بر مى گردد . شناخت صحيح از خدا و جهان ، زير بناى دستيابى به نيك بختى است .
فغير كثير ما عاقبته الفناء ، و غير قليل ما عاقبته البقاء ، و صل على محمد و آله.
زيرا آن چه به نيستى انجامد ، بسيار نيست و آن چه به بقا و پايدارى انجامد ، اندك نيست و بر حضرت محمد و خاندان او درود فرست.
...........................



















