بخشى از دعاى شماره 20 از صحيفه سجاديه :
وظائف يك مسلمان :
عدل گستر باشيد.
خشم خود را فرو خوريد.
فتنه
- تــازه ها
- متن دعا
- فراز صحیفه
آمار بازدید
وداع ماه رمضان، بخش چهارم
الاعراب: يوم ظرف است از براى ليد خلكم، و الذين آمنوا معه مى شود عطف شود بالنبى و مى شود مبتداء شود، نور هم خبر.
يعنى: در روزى كه رسوا نكند خدا پيغمبر و آن كسانى را كه ايمان آوردند با او، نورشان سعى و روشنائى مى كند پيشرويشان و طرف يمين و يسار عرض كننده اى خداى ما تمام كن از براى ما نور ما را و بيامرز ما را به درستى كه تو بر هر شى ء قادرى.
تنبيه: بدان كه بعد از اينكه قيامت قيام كند هر صاحب نورى نور او گرفته شود و لذا آسمان سياه و زمين سياه باشد اگر انسان مومن باشد نورى در روى پيشانى او ظاهر گردد و آن نور به حسب مراتب ايمان تفاوت دارد، بعضى نورشان به مراتبى است كه علاوه از براى خود منفعت دارد از براى صراط از براى ديگران هم نفع دارد، بعضى از ايشان نورشان كامل نيست در مرتبه ى خود هم ناقص مى بينند و اين فرقه طلب تماميت كنند.
از اين آيه ى شريفه چنان استفاده شود كه هم در آن روز رجاى اجابت دعا هست و الا سئوال اتمام نور و غفران لغو خواهد بود.
يعنى: پس چه چيز است عذر كسى كه غفلت نموده آن كس دخول آن منزل را بعد از باز بودن در و اقامه ى دليل.
اللغه: سوم قرار و مدار و در بيع سخن گفتن طرفين از براى امضاى معامله.
فوز: رسيدن. وفور: نزول.
يعنى: تو آن كسى هستى كه زياد نمودى در معامله بر خود از براى نفع بندگانت مى خواهى سود آنها را در كسبشان، و فايز شدن آنها را به وارد شدن بر تو و زيادتى بردن از تو.
الاعراب: فاء در قوله (ع) فقلت مى شود تفريع باشد و مى شود علت باشد و ثانى انسب است.
يعنى: براى آنكه فرمودى تو بزرگ است اسم تو و بلندى تو: هر كه بياورد حسنه ى پس از براى او است ده مقابل، و هر كه بكند سيئه ى جزا داده نشود مگر مثل آن، و فرمودى: شان و قصه ى آنهائيكه انفاق نمايند مال خود
اللغه: سوم قرار و مدار و در بيع سخن گفتن طرفين از براى امضاى معامله.
فوز: رسيدن. وفور: نزول.
يعنى: تو آن كسى هستى كه زياد نمودى در معامله بر خود از براى نفع بندگانت مى خواهى سود آنها را در كسبشان، و فايز شدن آنها را به وارد شدن بر تو و زيادتى بردن از تو.
الاعراب: فاء در قوله (ع) فقلت مى شود تفريع باشد و مى شود علت باشد و ثانى انسب است.
يعنى: براى آنكه فرمودى تو بزرگ است اسم تو و بلندى تو: هر كه بياورد حسنه ى پس از براى او است ده مقابل، و هر كه بكند سيئه ى جزا داده نشود مگر مثل آن، و فرمودى: شان و قصه ى آنهائيكه انفاق نمايند مال خود
را در راه خدا مثلثان دانه اى است كه بروياند هفت خوشه را و در هر خوشه صد دانه باشد و خدا زياد و مضاعف مى نمايد از براى هر كه مى خواهد، و فرمودى: كيست كه قرض دهد خدا را قرض حسنى پس تا اينكه مضاعف نمايد از براى او چندين مقابل زياد و آنچه فرستادى از اشباه اين آيات در قرآن از تضاعيف حسنات.
را در راه خدا مثلثان دانه اى است كه بروياند هفت خوشه را و در هر خوشه صد دانه باشد و خدا زياد و مضاعف مى نمايد از براى هر كه مى خواهد، و فرمودى: كيست كه قرض دهد خدا را قرض حسنى پس تا اينكه مضاعف نمايد از براى او چندين مقابل زياد و آنچه فرستادى از اشباه اين آيات در قرآن از تضاعيف حسنات.
يعنى: تو آن كسى هستى كه هدايت نمودى ايشان را به فرموده ى خود از نزد خود، و ترغيب نمودن تو امرى را كه در آن امر است بهره مندى آنها بر طريقى كه اگر پنهان مى نمودى او را از ايشان درك نمى نمود او را چشمهاى آنها و ظرفيت آن را نداشت گوشهاى آنها، نمى رسيد او را وهمهاى آنها، پس فرمودى: ياد كنيد مرا تا ياد كنم شما را، شكر نمائيد مرا و كفران نكنيد و فرمودى: اگر شكر نمائيد مرا هر آينه زياد كنم شما را و اگر كفران نمائيد به درستى كه عذاب من شديد است، و فرمودى: بخوانيد مرا كه قبول كنم از شما به درستى كه آنان كه تكبر نمايند از عبادت من زود است كه داخل جهنم شوند در حال ذلت و خوارى پس نام نهادى دعاى خود را عبادت و ترك او را تكبر و وعده نمودى بر ترك او دخول جهنم در حالت ذلت و خوارى.
يعنى: تو آن كسى هستى كه هدايت نمودى ايشان را به فرموده ى خود از نزد خود، و ترغيب نمودن تو امرى را كه در آن امر است بهره مندى آنها بر طريقى كه اگر پنهان مى نمودى او را از ايشان درك نمى نمود او را چشمهاى آنها و ظرفيت آن را نداشت گوشهاى آنها، نمى رسيد او را وهمهاى آنها، پس فرمودى: ياد كنيد مرا تا ياد كنم شما را، شكر نمائيد مرا و كفران نكنيد و فرمودى: اگر شكر نمائيد مرا هر آينه زياد كنم شما را و اگر كفران نمائيد به درستى كه عذاب من شديد است، و فرمودى: بخوانيد مرا كه قبول كنم از شما به درستى كه آنان كه تكبر نمايند از عبادت من زود است كه داخل جهنم شوند در حال ذلت و خوارى پس نام نهادى دعاى خود را عبادت و ترك او را تكبر و وعده نمودى بر ترك او دخول جهنم در حالت ذلت و خوارى.
...........................
دعاى آن حضرت عليه السلام است پس از ختم
o ستايش خدايى را كه به نيروى خود شب و روز را آفريد.
o و به
و از دعاى امام عليه السلام بود، در ترس (از خداوند)
- خداوندا، تو مرا
̶ اى خدا اى آنكه در عطاء و احسان به خلق پاداش نخواهى
̶ و



















