و مى راند و مى كشاند مرا بر سئوال نمودن از تو مهربانى و بخشش تو بر كسى كه آمد خود به سوى تو.
و نازل شد آن كس به سبب گمان خوبى كه او را بود به سوى حضرت تو. اليك: متعلق است به قوله و فدنه به حسن ظنه، عقل حاكم است كه او واجب الوجود است و نقل خود خبر داد از رحمانيت و عطوفت خود توان قطع نمود كه هر كه به او توجه نمايد و غير او را نابود و عدم صرف داند خواهد رحمت او سبقت نمود بر غضب او و او را در مقام مرحمت و سرفرازى برآورد.
وفود: به معنى قدوم است و نزول.
به علت آنكه تمام نيكوئيهاى تو بخشش و زيادتى است و اجرت و عوض و عملى در مقابل آن نيست.
به علت آنكه هر يك از روزيهاى تو ابتدا نمودن است در روزى دادن نه اينكه عوض چيزى يا به استحقاق حقى باشد فرق ما بين نعمت و احسان مى شود به آنكه احسان عبارت است از مطلق نيكوئيها خواه انسان به آنها حاجت ضرورى داشته باشد يا نداشته باشد به خلاف نعمت كه او عبارت است از نيكوئيهاى ضروريه كه تعيش انسان بدون او يا محال است يا صعب و مى توان دعوى نمود كه قريب هم هستند در معنى، و كيف كان چون معلوم و واضح است احسان خداى عزوجل بر عبيد و مخلوق خود و اعطاء نعم بر ايشان از باب رافت وجود و كرامت است نه آنكه العياذ بالله استحقاق و معاوضه و مبادله باشد پس هر چه به هر كس دهد مسبوقست به تفضل پيش از آنكه او استحقاق او را داشته باشد اين جهت انسان را سبب شد كه سئوال از تفضل نمايد بناء على هذا كلمه ى اذ علت و سبب است از براى قول او و تحدونى.
.................................



















