• بخشی از دعای 49
اللغه: مستقر مكان استقرار.
التركيب: باء بك احتمال زياده دارد ضمير خطاب فاعل كفى و احتمال ديگر آن است كه فاعل كفى ضمير اكتفى شهيدا تميز رفع ابهام از نسبت، و ساير بكسر عطف بر ملائكه فى يوم متعلق باشهد.
شرح: يعنى اى خداى من به درستى كه شاهد مى گيرم من تو را و كفايت مى كند به تو از حيث شهادت يعنى تو كه شاهد شدى حاجت به شهادت غير ندارد و شاهد مى گيرم آسمان تو را و زمين تو را و كسى را كه جاى دادى تو در آسمان و زمين از ملائكه ى تو و باقى مخلوقات تو در امروز من و اين ساعت من و اين شب من و مكان قرار من به درستى كه من شهادت مى دهم به درستى كه من شهادت ميدهم به درستى كه توئى خداى آن چنانى كه نيست خدائى مگر تو، توئى قائم به عدل، توئى عدل در حكم توئى قائم به عدل، توئى مهربان به بندگان، مالك ملك مهربان به مخلوق در آخرت.
ختام: اشهاد ارض و سماء يا بر تقدير است اگر از جهت ايشان اهليت نبود، يا بر سبيل تمثيل است از باب عموم اشهاد يا بر وجه تحقيق كه خدا ايشان را قدرت بر نطق دهد.
............................



















