بود از دعاى آن بزرگوار از براى پدر و مادر خود، در كافى از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه: آن بزرگوار فرمود: چه مى شود شما را از نيكوئى كردن به پدر و مادر در حال زندگانى ايشان و بعد از مردن ايشان نماز به جا آوريد از براى ايشان و صدقه بدهيد بر ايشان و حج كنيد و روزه بگيريد هر كه چنين كند بر او هم مثل آن داده شود و خدا خير و خوبى او را زياد كند.
بدان كه بعد از خدا احدى را حق بر انسان مثل پدر و مادر نيست و در حق آنها همين كفايت كند كه خدا مقرون نموده ثناء آنها را به ثناى خود كه ان اشكر لى و لوالديك و امتثال اين امر را نكنند بسيارى از اوقات غالب ناس از باب كبر و منيت كه در ايشان هست با آن حق عظيمى كه ايشان را باشد.
از معاذ بن جبل مروى است كه گفت: به ما رسيده است كه موسى بن
عمران سه هزار و پانصد مرتبه با خداى خود تكلم نموده آخر مرتبه آن بوده كه عرض نمود اى خداى من وصيت نما مرا فرمود وصيت مى كنم تو را به مادرت تا هفت مرتبه و در آخر مرتبه فرمود اى موسى بدان كه رضاى او رضاى من است و غضب او غضب من است.
عرض مى نمايد به خدا كه مخصوص ساز محمد و آل او را به بهترين بركات و رحمات، بعد عرض مى كند كه مخصوص ساز والدين مرا به بزرگى نزد تو.
يعنى: منزلتى به آنها بده كه ممتاز باشد از منازل والدين ديگران.
تنبيه: در عبارت دو اشكال شده: اول اينكه چگونه امام طلب افصليه مى نمايد رتبه ى خود را از رتبه ى مثل پيغمبر صلى الله عليه و آله.
دويم: آن است كه از غير امام از خوانندگان اين دعا چگونه مى شود اين نحو سئوال از امام نمايد.
جواب اين دو شبهه آنچه به خاطر حقير مى رسد اين است كه امام از خدا نمى خواهد كه والدين مرا تحفه و كرامتى بده كه به هيچ كس نداده باشى بلكه عرض مى كند كه مخصوص كن آنها را نزد خود به بزرگى و اين نفى نكند كه ديگرى را هم مخصوص سازد مثلا به سلطان گويند كه خوب است كه زيد را مخصوص كنى به منصبى اين نفى ديگرى را نمى كند.
...........................



















