اللغه: استحواذ مستولى شدن و مسلط شدن.
نكب: خوار و ذليل شدن.
تهضم: ستم و ظلم نمودن.
سريره: از سر و پنهانى و مراد در اينجا قلب است.
شرح: يعنى پناه مى برم من به تو از بدى قلب و حقير دانستن گناه صغيره را و از اينكه غالب و مسلط شود بر ما شيطان يا خوار نمايد ما را روزگار يا اينكه ستم و ظلم نمايد ما را سلطان.
تنبيه: بدانكه غالب بركات يا اذيات كه نازل شود بر انسان از بدى قلب است اگر انسان متصف به بدى قلب باشد چه شدايد بر او مترتب شود چنان كه در ضد او ضد گمان حقير آن است كه غناء و فقر عزت و ذلت دنيا و آخرت صحت عبادت و فناء آن همه مترتب بر بدى قلب است و خوبى آن اسئل الله ان يصلح قلوبنا.
ارشاد: امام نسبت خوارى و ذلت را به زمان داد از روى مجاز است زمان را مدخليت در امرى نيست بلكه انسان مرتكب بعضى از امورات شود و آن سبب شود بعضى از اذيات و آلام بر او واقع شود چون در آن زمان واقع
شود نسبت آن اذيات به آن زمان دهند مجازا چنانچه حضرت صادق آل محمد اين مطلب را بيان فرمود در رد كسيكه خدمت حضرت داخل شده بود و عرض نمود: چه روز بدى بود امروز.
.............................



















