• بخشی از دعای 49
اين محمد صلى الله عليه و آله پيغمبر رحمت است خدا فرستاده او را به سوى عباد خود رسول و نبى، او است خاتم انبياء و سيد ايشان است آيا با او سخن نمى گوئيد؟ بعد اين مطلب را كه از جبرئيل شنيدند روى به من نمودند به سلام و بشارت دادند مرا و اكرام كردند مرا به خير و از براى امت من.
الثانى- چنان استفاده مى شود از قوله عليه السلام طالت رغبتهم كه از براى ايشان ترقيات هست كما اينكه اين تنزلات هم هست اگر چه ايشان از نفوس قدسيه و معصومه اند نه امر ايشان به مرتبه ى هست كه قدرت معصيت در ايشان نمى باشد و در حق ايشان محال باشد بلكه امكان دارد.
در مجمع البحرين طريحى عليه الرحمه نقل مى كند و مى فرمايد: كه فطرس كه جعفر فرشته ى از فرشتگان است عرض شد ولايه على عليه السلام بر او پس امتناع كرد از قبول پس خلاق عالم پرهاى او را كند، ابن طاوس عليه الرحمه هم نقل اين مطلب را مى نمايد و ابليس اگر چه از جنس ملائكه باشد چنانكه بعضى گمان كرده اند و استثناء را متصل گرفته اند او هم شاهد است پس از اينكه انحطاط رتبه در حق ايشان ممكن است ازدياد هم ممكن است، و شاهد بر مقال اگر ايشان قابليت تحصيل در اين مرتبه را نداشته باشند قابليت تكليف هم ندارند و هو باطل.
الثالث: قولهم سبحانك ما عبدناك حق عبادتك اين كلام صدورش از ايشان از باب اظهار شكرگذارى است و فروتنى و مقصود ايشان آن است كه ما را هم استحقاق اين عقوبت بود و نجات ما از اين عقوبت از باب تفضل تو است اى خالق، بعضى گفته اند كه صدور اين كلام از ايشان در مقام تعجب است يا تعجب از اهل جهنم يا از اهل معصيت.
..........................



















