ملكه: عبارت است از قوه اى كه به تواند اشياء را از عدم به وجود آورد.
حميت: فخر و تكبر نمودن و دماغ فروختن بر ديگرى به عبارت كه در السنه ى فرس الان استعمال كنند عبارت است از حمايت كردن و اعانت كردن ديگرى بر ضرر ثالث از روى غضب و تكبر و فخر و عجب، بدى اين صفت چنانچه ميان جهالست حاجت به برهان ندارد و در ذم او روايات كثيره وارد است و الان كه متداول ما بين جمعى از ناس هست از عالم و جاهل كه اهل بلدى ذم بلد ديگر و اهل آن مى كند و مدح بلد خود مى كند با اهل آن از بابت غلبه بر ديگرى و اين عصبيت است و اين از محرمات است تصريح بر آن فقها در باب شهادات نمودند رجوع شود به شرح ارشاد اردبيلى (ره).
تنبيه: در قول ملكه الحميه معانى ذكر شده است يكى از معانى او اين است كه خدايا پناه مى برم به تو از ملكه ى حميت كه اين قوه در بنده پيدا شود و بعضى گفته اند: ملكه به معنى مالك است يعنى پناه مى برم از مالك شدن حميت كه بر بنده مسلط شود و مرا مقهور خود كند.
...................



















