اللغه: خيره به كسر خاء و به فتح راء، يا به فتح خوانده شده و به سكون ياء به معنى مختار.
حمل: بالتشديد به كلفت شيى ء را به ديگرى واگذار نمودن.
آته: اى اعطه، منان مبالغه در منت.
الغافر: الساتر، جسيم عطاى عظيم كثير،
اخيار: جمع خير به تشديد ياء به تخفيف از خير اسم تفضيل.
شرح: يعنى شهادت مى دهم كه محمد بنده ى تو است و پيغمبر تو است و مختار تو است از خلق تو واگذار نمودى تو او را به سفارت و پيغام رساندن پس او اداء كرده است رسالت را، و امر فرمودى او را به نصيحت از براى امت خود پس نصيحت كرده است مر امت را، اى خداى من پس رحمت را نازل نما بر محمد و آل او اكثر چيزى كه رحمت فرستادى بر احدى از مخلوق خود عطا كن تو او را عوض ما افضل چيزى كه جزا داده اى تو احدى از پيغمبرانت را از امت او به درستى كه تو زياد منت دارنده ى به منت بسيار، توئى ساتر عظيم يعنى غفران كننده، توئى ارحم از هر رحيم پس صلوات بفرست بر محمد و آل او كه از خوبان و پاكان هستند و پسنديدگان هستند.
ارشاد: مقدم فرموده است عبوديت را بر رسالت زيرا كه دانسته شد كه صفت عبوديت اشرف از رسالتست و ايضا روايت شده است از حضرت صادق عليه السلام در شرف عبوديت كه عبد عين عبارت است از علم به خدا، و باء او عبارت است از دورى از غير او و دال عبارت است از قرب به خدا ماخوذ است از دنو از خداى سبحانه.
.......................



















