نكته ى ديگر كه در درخواست امام عليه السلام ، توأم بودن آسايش فرد و رفاه جامعه مى باشد و اين كه آسايش فردى در پناه آسايش تمامى مردمان قابل دستيابى است . گذشته از آن كه ، چشمه سارها و رودخانه ها و سفره هاى آب زيرزمينى غالبا به يكديگر پيوسته و هر يك ديگرى را سيراب مى كنند و چنان چه چشمه سارها و رودخانه ها به كوه ها و مخازن ديگر ، متصل نباشند ، به تدريج ذخاير آن رو به كاستى مى نهد و ديرى نمى پاديد كه يك يك خشك مى گردند .
نيز بايد توجه كرد كه بارش هاى مناطق مختلف با يكديگر متفاوت اند ؛ باران هايى كه در جلگه ها مى بارد ، بى سر و صدا است و غالبا آب در سطح جلگه ها مى ماند و از نقاط ديگر پرآب تر است ، ولى باران هايى كه در نواحى كوهستانى مى بارد ، از ابرهاى مه مانندى فرو مى ريزد كه خاصيت خيس كنندگى دارند و در زمين فرو مى روند و نتيجتا موجب حركت چشمه سارها مى گردد و از آن جا كه بر روى زمين غيرآبرفتى مى ريزد ، غالبا باران هايى نرم و ملايم اند و اگر در اين نواحى باران درشت ببارد به صورت سيل ، جارى و وارد كوهپايه و صحرا مى شود و چه بسا خسارت به بار آورد كه كم ترين آن ، شستن خاك است كه در دراز مدت موجب فرسايش زمين خواهد شد .
نظام اقتصادى متعادل ؛ پايه ى قدرت اجتماعى
نكته ى ديگر در اين فراز ، اشاره به قدرت اجتماعى برخاسته از نظام اقتصاد متعادل است كه قدرتى معقول و حساب شده و با دوام خواهد بود ؛ درست بر خلاف قدرت هاى نشأت يافته از ظلم و تجاوز به حقوق ديگران ، كه طبعا متزلزل است و چنان چه با عقده هاى فرو خورده و سر خوردگى هاى اجتماعى همراه باشد ، قطعا به قدرت ويران گر و آسيب رسان تبديل خواهد شد ، كه اگر چه در كوتاه مدت قابل ترميم نخواهد بود ، ولى در هر حال ، به علت عدم اتكا به بنيان هاى حق و معقولى ، قدرتى پايدار و با ثبات نخواهد بود ، اما قدرت مبتنى بر موازين قسط و حق و تحت نظارت بخردانه و منطقى ، هميشه آبادانى و آرامش و عافيت در پى مى آورد و براى هيچ دسته و گروه ديگرى خطر نخواهد داشت.
..........................



















