نیاز و نیازمند
• بخشی از دعای 12

امام عليه السلام در ادامه مى فرمايد : اگر خداوند متعال بخواهد متخلف را در حد عصيان و متوازن با گردن كشى او عقاب كند ، از مخلوقات كسى باقى نمى ماند ؛ قرآن شريف در اين باره مى فرمايد :
(و لو يؤاخذ الله الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابة) ؛
اگر خدا مردم را در مقابل كارهايشان مؤاخذه مى كرد ، هيچ جنبده اى بر پشت زمين باقى نمى گذارد .
بنابراين ، ادامه ى زندگى مردم معلول عفو الهى است كه فوق غضب حضرت خداوندى است .
حضرت سجاد عليه السلام در ادامه اين نكته را گوشزد مى فرمايد كه وسعت و آسايش در زندگى مردم ، مرهون الطاف خاصى است كه در پناه افاضه ها و گشايش هاى رحمت جناب حق شكل مى گيرد و آن گاه مى فرمايد : خداوند متعال هرگز در برابر احسان خود از كسى درخواست پاداش و عوض نمى فرمايد ، غنى مطلق و آن كه عالم موجود در قبضه ى قدرت اوست و ما سوا در بودن خود و نيز در چگونه بودن و چگونه گذراندن و چگونه به دست آوردن و چگونه استفاده كردن ، به وى محتاج اند ، چه نياز به غير ؟! بر اين اساس ، هچ كس نمى تواند نعمت هاى حق را جبران كند و قطعا هيچ راهى براى جبران نيست .
أنت الذى وسعت كل شى ء رحمة و علما ، و أنت الذى جعلت لكل مخلوق فى نعمك سهما ، و أنت الذى عفوه أعلى من عقابه ، و أنت الذى تسعى رحمته أمام غضبه ، و أنت الذى عطاؤه أكثر من منعه ، و أنت الذى اتسع الخلائق كلهم فى وسعه ، و أنت الذى لا يرغب فى جزآء من أعطاه ، و أنت الذى لا يفرط فى عقاب من عصاه ؛
تويى كه رحمت و علمت همه چيز را فرا گرفته و براى تمام مخلوقات از نعمت هاى خود سهمى قرار داده اى و تويى كه عفوت از عقابت برتر و بالاتر است و پيوسته رحمتت بر غضب چيره است و بخششت از امساك و منعت بيشتر است و سفره ى خلايق همه از خوان رحمت تو گشوده است و تويى كه هرگز از بندگان روزى خوار خود عوضى نخواسته اى و تويى كه در كيفر دادن متخلفان ، از اندازه در نمى گذرى .
چگونگى گسترش نظام هستى از مبدأ علم و رحمت الهى
تبيين هر يك از جمله هاى اين فراز ، مجال بسيار وسيعى را مى طلبد ، تا بيان شود كه چگونه نظام هستى از مبدأ رحمت و علم گسترش يافته است ، اما به اجمال مى توان گفت : رحمت حضرت حق گسترش نظام الهى را ايجاب كرده است و رحمت خود ، بر نظام علم الهى استوار است . بنابراين ، به طور قاطع مى توان گفت كه صحيفه ى گسترده ى وجود ، صورت رحمت و علم فعلى خداوند متعال است و علم و رحمت فعلى خدا پرتويى از رحمت ذاتى او است و رحمت فعلى ربوبى ، همين نظام كثرت است و علم فعلى او صحيفه ى گسترده هستى است كه جملگى در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر هستند . و از اين تفصيل سهم خاصى را براى هر يك از آفريده ها تنظيم فرموده و هر يك از آنها را از نصيب خاصى برخوردار كرده است كه تجاوز از آن ميسور نيست . از اين رو ، به قارون گفت : (و لا تنس نصيبك من الدنيا) ؛ يعنى بايد همه بدانند كه اگر قارون هم باشند ، نصيب مشخص و محدودى خواهند داشت .
اشاره به گستره ى عفو و رحمت خداوند
امام عليه السلام در ادامه مى فرمايد : اگر خداوند متعال بخواهد متخلف را در حد عصيان و متوازن با گردن كشى او عقاب كند ، از مخلوقات كسى باقى نمى ماند ؛ قرآن شريف در اين باره مى فرمايد :
(و لو يؤاخذ الله الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابة) ؛
اگر خدا مردم را در مقابل كارهايشان مؤاخذه مى كرد ، هيچ جنبده اى بر پشت زمين باقى نمى گذارد .
بنابراين ، ادامه ى زندگى مردم معلول عفو الهى است كه فوق غضب حضرت خداوندى است .
حضرت سجاد عليه السلام در ادامه اين نكته را گوشزد مى فرمايد كه وسعت و آسايش در زندگى مردم ، مرهون الطاف خاصى است كه در پناه افاضه ها و گشايش هاى رحمت جناب حق شكل مى گيرد و آن گاه مى فرمايد : خداوند متعال هرگز در برابر احسان خود از كسى درخواست پاداش و عوض نمى فرمايد ، غنى مطلق و آن كه عالم موجود در قبضه ى قدرت اوست و ما سوا در بودن خود و نيز در چگونه بودن و چگونه گذراندن و چگونه به دست آوردن و چگونه استفاده كردن ، به وى محتاج اند ، چه نياز به غير ؟! بر اين اساس ، هچ كس نمى تواند نعمت هاى حق را جبران كند و قطعا هيچ راهى براى جبران نيست .
أنت الذى وسعت كل شى ء رحمة و علما ، و أنت الذى جعلت لكل مخلوق فى نعمك سهما ، و أنت الذى عفوه أعلى من عقابه ، و أنت الذى تسعى رحمته أمام غضبه ، و أنت الذى عطاؤه أكثر من منعه ، و أنت الذى اتسع الخلائق كلهم فى وسعه ، و أنت الذى لا يرغب فى جزآء من أعطاه ، و أنت الذى لا يفرط فى عقاب من عصاه ؛
تويى كه رحمت و علمت همه چيز را فرا گرفته و براى تمام مخلوقات از نعمت هاى خود سهمى قرار داده اى و تويى كه عفوت از عقابت برتر و بالاتر است و پيوسته رحمتت بر غضب چيره است و بخششت از امساك و منعت بيشتر است و سفره ى خلايق همه از خوان رحمت تو گشوده است و تويى كه هرگز از بندگان روزى خوار خود عوضى نخواسته اى و تويى كه در كيفر دادن متخلفان ، از اندازه در نمى گذرى .
چگونگى گسترش نظام هستى از مبدأ علم و رحمت الهى
تبيين هر يك از جمله هاى اين فراز ، مجال بسيار وسيعى را مى طلبد ، تا بيان شود كه چگونه نظام هستى از مبدأ رحمت و علم گسترش يافته است ، اما به اجمال مى توان گفت : رحمت حضرت حق گسترش نظام الهى را ايجاب كرده است و رحمت خود ، بر نظام علم الهى استوار است . بنابراين ، به طور قاطع مى توان گفت كه صحيفه ى گسترده ى وجود ، صورت رحمت و علم فعلى خداوند متعال است و علم و رحمت فعلى خدا پرتويى از رحمت ذاتى او است و رحمت فعلى ربوبى ، همين نظام كثرت است و علم فعلى او صحيفه ى گسترده هستى است كه جملگى در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر هستند . و از اين تفصيل سهم خاصى را براى هر يك از آفريده ها تنظيم فرموده و هر يك از آنها را از نصيب خاصى برخوردار كرده است كه تجاوز از آن ميسور نيست . از اين رو ، به قارون گفت : (و لا تنس نصيبك من الدنيا) ؛ يعنى بايد همه بدانند كه اگر قارون هم باشند ، نصيب مشخص و محدودى خواهند داشت .
اشاره به گستره ى عفو و رحمت خداوند
امام عليه السلام در ادامه مى فرمايد : اگر خداوند متعال بخواهد متخلف را در حد عصيان و متوازن با گردن كشى او عقاب كند ، از مخلوقات كسى باقى نمى ماند ؛ قرآن شريف در اين باره مى فرمايد :
(و لو يؤاخذ الله الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابة) ؛
اگر خدا مردم را در مقابل كارهايشان مؤاخذه مى كرد ، هيچ جنبده اى بر پشت زمين باقى نمى گذارد .
بنابراين ، ادامه ى زندگى مردم معلول عفو الهى است كه فوق غضب حضرت خداوندى است .
حضرت سجاد عليه السلام در ادامه اين نكته را گوشزد مى فرمايد كه وسعت و آسايش در زندگى مردم ، مرهون الطاف خاصى است كه در پناه افاضه ها و گشايش هاى رحمت جناب حق شكل مى گيرد و آن گاه مى فرمايد : خداوند متعال هرگز در برابر احسان خود از كسى درخواست پاداش و عوض نمى فرمايد ، غنى مطلق و آن كه عالم موجود در قبضه ى قدرت اوست و ما سوا در بودن خود و نيز در چگونه بودن و چگونه گذراندن و چگونه به دست آوردن و چگونه استفاده كردن ، به وى محتاج اند ، چه نياز به غير ؟! بر اين اساس ، هچ كس نمى تواند نعمت هاى حق را جبران كند و قطعا هيچ راهى براى جبران نيست .
أنت الذى وسعت كل شى ء رحمة و علما ، و أنت الذى جعلت لكل مخلوق فى نعمك سهما ، و أنت الذى عفوه أعلى من عقابه ، و أنت الذى تسعى رحمته أمام غضبه ، و أنت الذى عطاؤه أكثر من منعه ، و أنت الذى اتسع الخلائق كلهم فى وسعه ، و أنت الذى لا يرغب فى جزآء من أعطاه ، و أنت الذى لا يفرط فى عقاب من عصاه ؛
تويى كه رحمت و علمت همه چيز را فرا گرفته و براى تمام مخلوقات از نعمت هاى خود سهمى قرار داده اى و تويى كه عفوت از عقابت برتر و بالاتر است و پيوسته رحمتت بر غضب چيره است و بخششت از امساك و منعت بيشتر است و سفره ى خلايق همه از خوان رحمت تو گشوده است و تويى كه هرگز از بندگان روزى خوار خود عوضى نخواسته اى و تويى كه در كيفر دادن متخلفان ، از اندازه در نمى گذرى .
چگونگى گسترش نظام هستى از مبدأ علم و رحمت الهى
تبيين هر يك از جمله هاى اين فراز ، مجال بسيار وسيعى را مى طلبد ، تا بيان شود كه چگونه نظام هستى از مبدأ رحمت و علم گسترش يافته است ، اما به اجمال مى توان گفت : رحمت حضرت حق گسترش نظام الهى را ايجاب كرده است و رحمت خود ، بر نظام علم الهى استوار است . بنابراين ، به طور قاطع مى توان گفت كه صحيفه ى گسترده ى وجود ، صورت رحمت و علم فعلى خداوند متعال است و علم و رحمت فعلى خدا پرتويى از رحمت ذاتى او است و رحمت فعلى ربوبى ، همين نظام كثرت است و علم فعلى او صحيفه ى گسترده هستى است كه جملگى در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر هستند . و از اين تفصيل سهم خاصى را براى هر يك از آفريده ها تنظيم فرموده و هر يك از آنها را از نصيب خاصى برخوردار كرده است كه تجاوز از آن ميسور نيست . از اين رو ، به قارون گفت : (و لا تنس نصيبك من الدنيا) ؛ يعنى بايد همه بدانند كه اگر قارون هم باشند ، نصيب مشخص و محدودى خواهند داشت .
اشاره به گستره ى عفو و رحمت خداوند
امام عليه السلام در ادامه مى فرمايد : اگر خداوند متعال بخواهد متخلف را در حد عصيان و متوازن با گردن كشى او عقاب كند ، از مخلوقات كسى باقى نمى ماند ؛ قرآن شريف در اين باره مى فرمايد :
(و لو يؤاخذ الله الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابة) ؛
اگر خدا مردم را در مقابل كارهايشان مؤاخذه مى كرد ، هيچ جنبده اى بر پشت زمين باقى نمى گذارد .
بنابراين ، ادامه ى زندگى مردم معلول عفو الهى است كه فوق غضب حضرت خداوندى است .
حضرت سجاد عليه السلام در ادامه اين نكته را گوشزد مى فرمايد كه وسعت و آسايش در زندگى مردم ، مرهون الطاف خاصى است كه در پناه افاضه ها و گشايش هاى رحمت جناب حق شكل مى گيرد و آن گاه مى فرمايد : خداوند متعال هرگز در برابر احسان خود از كسى درخواست پاداش و عوض نمى فرمايد ، غنى مطلق و آن كه عالم موجود در قبضه ى قدرت اوست و ما سوا در بودن خود و نيز در چگونه بودن و چگونه گذراندن و چگونه به دست آوردن و چگونه استفاده كردن ، به وى محتاج اند ، چه نياز به غير ؟! بر اين اساس ، هچ كس نمى تواند نعمت هاى حق را جبران كند و قطعا هيچ راهى براى جبران نيست .
أنت الذى وسعت كل شى ء رحمة و علما ، و أنت الذى جعلت لكل مخلوق فى نعمك سهما ، و أنت الذى عفوه أعلى من عقابه ، و أنت الذى تسعى رحمته أمام غضبه ، و أنت الذى عطاؤه أكثر من منعه ، و أنت الذى اتسع الخلائق كلهم فى وسعه ، و أنت الذى لا يرغب فى جزآء من أعطاه ، و أنت الذى لا يفرط فى عقاب من عصاه ؛
تويى كه رحمت و علمت همه چيز را فرا گرفته و براى تمام مخلوقات از نعمت هاى خود سهمى قرار داده اى و تويى كه عفوت از عقابت برتر و بالاتر است و پيوسته رحمتت بر غضب چيره است و بخششت از امساك و منعت بيشتر است و سفره ى خلايق همه از خوان رحمت تو گشوده است و تويى كه هرگز از بندگان روزى خوار خود عوضى نخواسته اى و تويى كه در كيفر دادن متخلفان ، از اندازه در نمى گذرى .
چگونگى گسترش نظام هستى از مبدأ علم و رحمت الهى
تبيين هر يك از جمله هاى اين فراز ، مجال بسيار وسيعى را مى طلبد ، تا بيان شود كه چگونه نظام هستى از مبدأ رحمت و علم گسترش يافته است ، اما به اجمال مى توان گفت : رحمت حضرت حق گسترش نظام الهى را ايجاب كرده است و رحمت خود ، بر نظام علم الهى استوار است . بنابراين ، به طور قاطع مى توان گفت كه صحيفه ى گسترده ى وجود ، صورت رحمت و علم فعلى خداوند متعال است و علم و رحمت فعلى خدا پرتويى از رحمت ذاتى او است و رحمت فعلى ربوبى ، همين نظام كثرت است و علم فعلى او صحيفه ى گسترده هستى است كه جملگى در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر هستند . و از اين تفصيل سهم خاصى را براى هر يك از آفريده ها تنظيم فرموده و هر يك از آنها را از نصيب خاصى برخوردار كرده است كه تجاوز از آن ميسور نيست . از اين رو ، به قارون گفت : (و لا تنس نصيبك من الدنيا) ؛ يعنى بايد همه بدانند كه اگر قارون هم باشند ، نصيب مشخص و محدودى خواهند داشت .
اشاره به گستره ى عفو و رحمت خداوند
امام عليه السلام در ادامه مى فرمايد : اگر خداوند متعال بخواهد متخلف را در حد عصيان و متوازن با گردن كشى او عقاب كند ، از مخلوقات كسى باقى نمى ماند ؛ قرآن شريف در اين باره مى فرمايد :
(و لو يؤاخذ الله الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابة) ؛
اگر خدا مردم را در مقابل كارهايشان مؤاخذه مى كرد ، هيچ جنبده اى بر پشت زمين باقى نمى گذارد .
بنابراين ، ادامه ى زندگى مردم معلول عفو الهى است كه فوق غضب حضرت خداوندى است .
حضرت سجاد عليه السلام در ادامه اين نكته را گوشزد مى فرمايد كه وسعت و آسايش در زندگى مردم ، مرهون الطاف خاصى است كه در پناه افاضه ها و گشايش هاى رحمت جناب حق شكل مى گيرد و آن گاه مى فرمايد : خداوند متعال هرگز در برابر احسان خود از كسى درخواست پاداش و عوض نمى فرمايد ، غنى مطلق و آن كه عالم موجود در قبضه ى قدرت اوست و ما سوا در بودن خود و نيز در چگونه بودن و چگونه گذراندن و چگونه به دست آوردن و چگونه استفاده كردن ، به وى محتاج اند ، چه نياز به غير ؟! بر اين اساس ، هچ كس نمى تواند نعمت هاى حق را جبران كند و قطعا هيچ راهى براى جبران نيست .
أنت الذى وسعت كل شى ء رحمة و علما ، و أنت الذى جعلت لكل مخلوق فى نعمك سهما ، و أنت الذى عفوه أعلى من عقابه ، و أنت الذى تسعى رحمته أمام غضبه ، و أنت الذى عطاؤه أكثر من منعه ، و أنت الذى اتسع الخلائق كلهم فى وسعه ، و أنت الذى لا يرغب فى جزآء من أعطاه ، و أنت الذى لا يفرط فى عقاب من عصاه ؛
تويى كه رحمت و علمت همه چيز را فرا گرفته و براى تمام مخلوقات از نعمت هاى خود سهمى قرار داده اى و تويى كه عفوت از عقابت برتر و بالاتر است و پيوسته رحمتت بر غضب چيره است و بخششت از امساك و منعت بيشتر است و سفره ى خلايق همه از خوان رحمت تو گشوده است و تويى كه هرگز از بندگان روزى خوار خود عوضى نخواسته اى و تويى كه در كيفر دادن متخلفان ، از اندازه در نمى گذرى .
چگونگى گسترش نظام هستى از مبدأ علم و رحمت الهى
تبيين هر يك از جمله هاى اين فراز ، مجال بسيار وسيعى را مى طلبد ، تا بيان شود كه چگونه نظام هستى از مبدأ رحمت و علم گسترش يافته است ، اما به اجمال مى توان گفت : رحمت حضرت حق گسترش نظام الهى را ايجاب كرده است و رحمت خود ، بر نظام علم الهى استوار است . بنابراين ، به طور قاطع مى توان گفت كه صحيفه ى گسترده ى وجود ، صورت رحمت و علم فعلى خداوند متعال است و علم و رحمت فعلى خدا پرتويى از رحمت ذاتى او است و رحمت فعلى ربوبى ، همين نظام كثرت است و علم فعلى او صحيفه ى گسترده هستى است كه جملگى در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر هستند . و از اين تفصيل سهم خاصى را براى هر يك از آفريده ها تنظيم فرموده و هر يك از آنها را از نصيب خاصى برخوردار كرده است كه تجاوز از آن ميسور نيست . از اين رو ، به قارون گفت : (و لا تنس نصيبك من الدنيا) ؛ يعنى بايد همه بدانند كه اگر قارون هم باشند ، نصيب مشخص و محدودى خواهند داشت .
اشاره به گستره ى عفو و رحمت خداوند
امام عليه السلام در ادامه مى فرمايد : اگر خداوند متعال بخواهد متخلف را در حد عصيان و متوازن با گردن كشى او عقاب كند ، از مخلوقات كسى باقى نمى ماند ؛ قرآن شريف در اين باره مى فرمايد :
(و لو يؤاخذ الله الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابة) ؛
اگر خدا مردم را در مقابل كارهايشان مؤاخذه مى كرد ، هيچ جنبده اى بر پشت زمين باقى نمى گذارد .
بنابراين ، ادامه ى زندگى مردم معلول عفو الهى است كه فوق غضب حضرت خداوندى است .
حضرت سجاد عليه السلام در ادامه اين نكته را گوشزد مى فرمايد كه وسعت و آسايش در زندگى مردم ، مرهون الطاف خاصى است كه در پناه افاضه ها و گشايش هاى رحمت جناب حق شكل مى گيرد و آن گاه مى فرمايد : خداوند متعال هرگز در برابر احسان خود از كسى درخواست پاداش و عوض نمى فرمايد ، غنى مطلق و آن كه عالم موجود در قبضه ى قدرت اوست و ما سوا در بودن خود و نيز در چگونه بودن و چگونه گذراندن و چگونه به دست آوردن و چگونه استفاده كردن ، به وى محتاج اند ، چه نياز به غير ؟! بر اين اساس ، هچ كس نمى تواند نعمت هاى حق را جبران كند و قطعا هيچ راهى براى جبران نيست .
و أنا – يا الهى – عبدك الذى أمرته بالدعاء فقال : لبيك و سعديك . ها أنا ذا ، يا رب ، مطروح بين يديك ، أنا الذى أو قرت الخطايا ظهره ، و أنا الذى أفنت الذنوب عمره ، و أنا الذى بجهله عصاك ، و لم تكن أهلا منه لذاك ؛
و من اى خدا ! بنده اى هستم كه او را به دعا امر فرموده اى و او در مقابل تو ابراز تسليم و فرمان برى قطعى كرد . اكنون من اين جا بر درگاهت افتاده ام . من آن كسى هستم كه لغزش ها بر پشتش سنگينى مى كند و گناهان ، عمر او را به باد داده است . من آنم كه جاهلانه از فرمانت سرپيچى كردم و حال آن كه تو هرگز سزاوار گردن كشى نبوده اى.
........................
نيايش دعاى آن حضرت عليه السلام است در ترس
از دعاهاى آن حضرت است در طلب عفو و رحمت الهى
o خدايا، بر
و از دعاى امام عليه السلام بود، درباره درخواست كمك نمودن بر پرداخت وام
̶ پروردگارا و (پس از درود و ثناى رسول اكرمت) درود بر حاملان
بنیاد صحیفه سجادیه در استان اصفهان در جهت توسعه فرهنگ قرآن و عترت براساس حدیث ثقلین در سال 1395 تاسیس گردید.
امید است این کتاب ازرشمند صحیفه سجادیه که تنها کتابی است که از سوی اهل بیت (ع) به نگارش درآمده و به عنوان زبور آل محمد و خواهر قرآن معروف است، بعد از قرآن و نهج البلاغه به آن توجه ویژه شود و در جامعه اسلامیمان مورد توجه و بهر برداری قرار گیرد.
