• بخشی از دعای 49
اللغه: ظراب جمع ظرب به معنى كوه.
حباب: جمع حب به معنى چاه.
نعش: به معنى بلندى و ارتفاع.
در: شير كثير از پستان.
يعنى: اى خداى من آب ده ما را آبى كه روان سازى از آن كوهها و پر كنى از آن چاهها را و بگشائى به سبب آن نهرها را و برويانى به سبب آن درختها را و ارزان كنى به سبب آن نرخها را در همه ى شهرها و بلند فرمائى به آن چهارپايان و خلق را و كامل گردانى براى ما به سبب آن پاكيزه روزى را و برويانى براى ما به سبب آن زراعت و كشت را و پر از شير نمائى به سبب آن پستان را و بيفزائى ما
را به سبب آن قوتى به سوى قوتمان.
اللغه: ظل سايه.
حسوم: نحوس.
صوب: نزول باران آن چه به او سنگسار كنند، اجاج: آب تلخ و شور.
يعنى: اى خداى من نگردان تو سايه ى او را بر ما ستم و زهر و نگردان تو سردى او را بر ما نحس و برنده، و نگردان بر ما نزول او را سنگسار نمودن و نگردان تو آب او را بر ما آب تلخ بى مزه ناگوار.
اى خداى من رحمت فرست بر محمد (ص) و آل او و روزى بده تو ما را از زيادتيهاى آسمان و زمين. به درستى كه تو بر هر شى ء قادرى.
بدانكه استسقاء نمودن از مستحبات است و اين استسقاء را اقسامى است ادنى مرتبه ى او دعا است و طلب سقى نمودن نه قبل او صلوات و نه بعد از او صلوه است.
اوسط او دعاء نمودن است بعد از صلوات افضل او استسقاء نمودن به آن دو ركعتى كه در كتب فقهيه مذكور است با آن شرايط مقدره منصوصه كه هر يك در مقام خود به تفصيل ذكر گرديده.
............................



















