تقدير: حكم نمودن.
فراغ: خالى بودن از شغل و عمل.
سلامت: ايمن بودن از آفات و امراض.
درك: رسيدن.
تبعه: امرى كه بر او مترتب شود.
اثم: گناه.
سامه: ملول شدن و به زجر آمدن و او مصدر است. يقال سئمته سامه اى زجرته و مللته.
يعنى: اگر حكم نمودى تو را از براى ما فراغتى از كارى را پس بگردان آن فراغ را فراغ سلامتى كه نرسانى تو ما را در آن فراغت امرى كه موجب گناه شود و نرسان تو ما را در آن ملالت و منزجر بودن، بدان كه شغلى كه مى فرمايد فراغ از او عبارت است از ذكر و طاعت و غرض آن است كه زمانى كه فارغ باشم از اين امور فراغ من فراغى نباشد كه برسد بر من در آن فراغ حوادث دهر و ملال و كسالت در اجر.
تا اينكه برگردد از ما نويسندگان بديها به كتاب خالى و مباشر شوند نويسندگان خوبيها از ما خوشحال و شادمان به آنچه نوشتند خداى عزوجل با هر بنده ى دو ملك موكل نموده است يكى رقيب و ديگرى عتيد هر شغلى و فعلى كه از او صادر شود كتب شود.
در بعضى از روايات وارد شده است كه حضرت اميرالمومنين (ع) كه مى خواست در بيت التخليه وارد شود التماس مى نمود به آن دو ملك كه من از شما خجالت مى كشم كه كشف عورت نمايم پيش شما با من نيائيد كه من نخواهم عملى
نمود كه شما بنويسيد، بعضى ذكر نموده اند كه امام عالى مقام عليه السلام در كتاب سيئات تعبير به انصراف نموده است و در كتاب حسنات تعبير به تولى نموده است مراعات لطيفه اى است كه اشعار دارد به حصول انقطاع كلى ميان بنده و معصيت و ارتباط كلى بين او و بين طاعت او.
................................



















