• بخشی از دعای 49
باطن: امر خفى و پنهان.
يعنى: اى كسى كه آشكار مى شود نزد او امور مخفيه رحمت بفرست بر محمد و آل او و رسوا و مفتضح نكن تو ما را نزد خود از اينكه خداى عزوجل عالم است به خافيه ى اعين و آن امور او را به خفاء او مى گذارد و بر او اثرى مترتب نسازد و او را رسوا ننمايد به واسطه ى كارهاى او و گاهى طغيان در معصيت كند لطف و مرحمت خدا از او برداشته شود او را خوار و ذليل و رسوا كند، مراد به لديك آن است كه مفتضح و رسوا نزد مردمان منماى و گرنه بنده ى گنهكار نزد خداى خود مفتضح و رسوا است.
بذل و هبه: بخشش و بخشيدن را گويند فرق ما بين ايشان مى شود در قبول و عدم قبول باشد، يعنى در هبه قبول متهب لازم است نه در بذل به عبارت اخرى در هبه طلب نمودن متهب است نه در بذل، كفاه اى اغناه.
وحشه: دورى دوستى از قلب و او مقابل انس است يعنى اى پروردگار رحمت نما تو بر محمد و آل محمد و بى نياز كن ما را از بخشيدن بخشندگان به بخشيدن تو كفايه و كارسازى تو ما را از دورى نمودن جداكنندگان به وصل تو تا اينكه ما ميل نكنيم به سوى كسى به بخشيدن تو وحشت نكنيم ما با فضل و كرم غرض آن است كه بعد از اينكه عنايت و لطف و اكرام تو باشد حاجت نيست به عنايت عنايت كنندگان و لطف و اكرام ديگران و در لطف و اكرام و عنايت ايشان بعيد نيست مگر ذلت و خوارى و منت گذاشتن به خلاف لطف و عنايت تو.
........................



















