• بخشی از دعای 49
اللغه: سلوك به معنى دخول يقال سلكته اى دخلته.
بعث: به معنى فرستادن و برانگيزانيدن، اراده و محبت در لغت به معنى ميل نفس و دوست داشتن و اين دو صفت از صفات بشر است لكن اسناد اين دو صفت به ذات بارى به اعتبار دو معنى ديگر است.
اما اراده يعنى دانستن باشياء على الوجه الاكمل و الاتم.
و اما محبت: انعام بر مخلوقست هر كه هست به حسب حال و استعداد او
شرح: يعنى داخل كرد ايشان را در راه اراده ى خود به عباره اخرى داخل در وجود كرد هر مخلوق را به حسب اصلح و اكمل و اتم بحال او در وجود، فرستاد ايشان را در راه انعام خود يعنى ايشان را از عدم به وجود آورد، اعطاء وجود بر قوالب معدومه يكى از راههاى محبت و انعام او است كه اينها را كه خلقت كرد شبهه ى نيست كه مرتب در وجود هستند مثلا خلقت زيد در هزار سال قبل و خلقت عمرو بعد از هزار سال هر يك اصلح و اكمل است به حال خلقت او در همان وقت كه خلقت شده بود اگر خلاف شود خلاف اراده به معنى مذكور شده پس اين مخلوق آقائى و مولائى ندارد تاخير از زمانى كه خداى مقدم كرده است ايشان را به سوى او و توانائى ندارند كه پيشى بگيرند به سوى زمانى كه خداوند عقب انداخت ايشان را از آن زمان، به عبارت اخرى مالك نيستند مقدم را موخر كنند و موخر را مقدم.
قال الله تعالى: عنت الوجوه للحى القيوم بدانكه در فقره ى اولى تعبير
بلايملكون و در ثانيه بلايستطيعون شايد از باب تفنن در عبارت كه نوعى از بلاغت است باشد.
توضيح: بعضى از افاضل از براى اين فقره معانى ديگر هم كرده اند مثل اينكه تغيير احكام در اوقات كه قرار داده شده است بدهند نمى توانند، و اين در كمال بعد است زيرا كه عصاه و فسقه به حسب دواعى خودشان تبديل و تغيير مى دهند و لفظ ثم نه اينكه از براى رتبه و تاخير زمانى باشد بلكه بيان و تفسير باشد از براى ابتداع و اختراع دلالت مى كند بر اين مقاله لفظ ثم در بعضى از فقرات بعد.
.......................



















