اللغه: اختبار تجربه و آزمودن.
ابتلاء: امتحان كردن.
متن: عظم، مبادرت: سبقت گرفتن، نقمه: عقوبت، تانى: تاخير انداختن.
مقدمه: امتحان و ابتلاء و تجربه نه از روى جهل باشد العياذ بالله بلكه اين نحو عبارت از قبيل مجاز است و مراد آن است كه خداى عزوجل معامله مى كند باعبيد مثل معامله كسى با ديگر به طريق امتحان راه مى رود تا قطع عذر شود در يوم القيمه و الا او تعالى شانه عالم بهر شى ء است.
شرح: يعنى بعد از اينكه خلقت كرد ما را امر نمود به امورى تا اختيار طاعت ما كند و نهى كرد ما را از امورى تا اينكه امتحان كند ما را كه او را ثناء مى كنيم يا نه پس مخالفت كرديم ما راه امر او را و مرتكب شديم منع عظيم او را پس او سبقت نكرد بر عقوبت ما و تعجيل نكرد به سخط و غضب خود بلكه تاخير انداخت ما را به رحمت خود از روى كرم و جود و مهلت داد رجوع به ما را به سبب مهربانى خود از روى حلم و بخشش.
توضيح: شكر در اين فقره به معنى لغوى خود است نه اصطلاحى كما لايخفى.
.............................



















