جشم: به معنى كلفت و مشقت، ودع: ترك كردن ودع ذا اى اتركه لم يدع: اى لم يترك.
نبود عادت او در شفاى امراض باطنيه به توبه از براى آنانكه پيش از ما بودند به تحقيق كه برداشت از ما در مقام معالجه ى امراض دوائى را كه ما طاقت معالجه به او را نداشتيم چنانكه در سالفين، بر نداشت ما را تكليف نكرد مگر به قدر وسع ما و به مشقت داخل نكرد مگر آن قدرى كه آسان بود وانگذاشت از براى احدى از ما حجت و عذرى
توضيح مقال: در امم سابقه از براى معالجه ى ذنوب دوائى بود، كه كسى طاقت معالجه نداشت و همچنين احكامى در ميان آنها مجعول بود كه عمل به آنها كمال كلفت داشت، اما معالجه ى آنها ذنوب خود را به قتل نفوس چنانكه آيه ى شريفه: و اقتلوا انفسكم و توبوا الى بارئكم بر آن گواهى مى دهد بعد از اينكه بنى اسرائيل گوساله پرست شدند و نادم شدند از آن عمل طلب توبه نمودند قبول توبه ى ايشان شد به اين نحو كه آنانى كه گوساله را معبود قرار ندادند بكشد آنهائى را كه پرستيدند به شرطى كه آه و دادى از ايشان بلند نشود هفتاد هزار از ايشان به اين نحو كشته شدند تا توبه قبول شود و اما احكام شاقه ى ايشان بسيار از قبيل مقراض كردن نجاسات اگر چه لحوم ايشان باشد و نخوابيدن با زنان حايض در يك مكان و ترك مواكله با ايشان و بر نسيان و فراموشى ايشان حكم بار بودن و همه ى اينها از اين امت مرحومه برداشته شده.
پس هر كه از ما هلاك شد بر او هلاك شده يعنى مشرك شد و نفى ربوبيت او كرد هر كه سعيد شد راغب به سوى او شد و اين فقره اخيره اشاره است به قوله تعالى: ليهلك من هلك عن بينه و يحيى من حى عن بينه.
..........................



















