كنف: احاطه و حفظ نمودن يق: كنف الشيئى احاطه.
وفود: ورود، و فد نزل،
دعوه: خواندن، يعنى مدد او نمودند و تعجيل نمودند و سبقت نمودند ايشان به سوى دعوت او در قول انى رسول الله بعد از دعوت او مشرف شدند به شرف اسلام.
قبول نمودند او را در وقتيكه شنوايند ايشان را دليل رسالتهاى تعبير به جمع و عدول از مفرد از براى آن است كه آن چيزى كه حضرت ختمى ماب از جانب رب الارباب آورد هر يك خود مستقل و لايق به رسول مستقل داشت و لذا تعبير به رسالت نموده است.
كلمه: سخن گفتن را گويند و در ظاهر كنايه باشد از دين و احكام، يعنى جدا شدند ايشان از زنان و اولاد خود در اظهار نمودن دين او و كشتار نمودند ايشان پدران و پسران خود را در محكم نمودن پيغمبر بودن او صحابه ى پيغمبر بعد از اينكه قبول ايمان و اسلام نمودند پدران كفار و اولاد كفار در نزد ايشان با كفار ديگر فرق نداشت ملاحظه ى رحم و رقت رحم اصلا نبود اتفاق افتاد در مقام كه مسلم پدر كافر و پسر كافر خود را كشت.
شرح:
و يعنى قبول يارى نمودند ايشان به او
انطواء: در قلب چيزى نگه داشتن، يقال: طويته اضمرته،
بوار: به معنى هلاكت.
...........................



















