• بخشی از دعای 20
- عدل گستر باشید.
- خشم خود را فرو خورید.
- فتنهها و خصومت را خاموش

امام معصوم عليه السلام در اين فراز نفرين بر كفر و نفاق را دستور داده است و اين نفرين اشاره به رابطه اى سرى است كه قرآن كريم به آن اشاره نموده است و آن سر عبارت از رابطه ى بين دستگاه تكوينى عالم و نظام تشريعى و قانون مندى الهى است ؛ به ديگر بيان ، خداوند متعال در قرآن كريم پيدايش باران و تداوم كثرت آب و ازدياد روزى و فراونى نعمت و نيز دوام نعمت و برقرارى زندگى آرام و ادامه ى امن و امان در جامعه ى بشرى را در پيوند با تقوى و خوددارى مردم از گناهان و دورى از ناهجارى ها و انجام عبادات قرار داداه است . بر عكس ، پيدايش بلاهاى عظيم و دودمان برانداز جامعه ها را درباره ى طغيان گرى ها ، نافرمانى ها ، خودسرى انسان ها و ترك عبادت ها قرار داده است.
قرآن كريم بارها اين رابطه را گوشزد نموده است و در اين راستا ، به رخدادهاى فراوانى كه در امت هاى گذشته اتفاق افتاده اشاره مى كند كه آنان داراى زندگى مرفه و بسيار آرام بودند ، ولى در اثر نافرمانى و تخلف از احكام الهى به عذابى گرفتار شدند كه نسل آنان را برانداخت ؛ از جمله مى فرمايد :
(و ضرب الله مثلا قرية كانت آمنة مطمئنة يأتيها رزقها رغدا من كل مكان فكفرت بأنعم الله فأذاقها الله لباس الجوع و الخوف)؛
و خداوند سرزمين را ضرب المثل مى زند كه ايمن و آرام بود و از هر سو روزى فراوان به آن جا مى رسيد ، ولى ساكنان آن در برابر نعمت هاى خدا ناسپاسى كردند و در اثر آن خداوند جامه ى گرسنگى و بيم را به آنان پوشانيد و طعم اين دو را به آنان چشانيد .
سر از بين نبردن همه ى جامعه هاى فاسد
مجازات خداوند همواره پس از گذشت زمان و اتمام حجت و ارايه ى راه راست مى باشد و چنين نيست كه هر جامعه اى به محض اشاعه ى فحشا ، به عذاب الهى گرفتار آيند . بنابراين ، اگر امروز ناهنجارى ها و فحشا به اوج خود رسيده است بايد دانست كه خداوند سبحان آگاه است و با علم حضورى به تمام حقايق آگاهى دارد ، ولى بناى حكمت او بر ادامه ى فرصت ها است كه تمام استعدادها در مسير حركت به سوى درجات و يا انحطاط و سقوط در دركات ، به فعليت متناسب خود برسند و آن گاه قضاى الهى بر حسب تدبير خاص بر نظام آفرينش جارى گردد . بر اين پايه ، اين شبهه و پرسش بسيار نا به جا است كه گفته شود : اگر چنين رابطه اى بين تكوين و تشريع برقرار است ، پس چرا در جوامع فاسد امروز ، چنين مجازاتى نيست ؟ از اين گذشته ، در جوامع گذشته نيز مجازات ها با گذشت ده ها سال انجام مى گرفت و جوامع فاسد كنونى نيز در انتظار چنان فرجام زشتى نشسته اند .
پيچيدگى رابطه ى تكوين و تشريع
چگونگى رابطه ى بين ايمان و تقواى مردم و حركت ابر و بارش باران بر مراتع و مزارع و پيدايش فصول با بركت و روييدن زمين و هم چنين تأثير نظام تشريعى در نظام طبيعى و تكوينى عالم و به تعبير ديگر رابطه ى پيوسته ى مردم با تربيت الهى و روح عبادت و پرستش ، از اسرار دستگاه آفرينش است و هيچ كس از اين راز آگاه نيست ؛ چنان كه رابطه ى سوءاستفاده از نعمت هاى الهى و ادامه ى زندگى غلط و مصرف آن نعمت ها در عصيان و طغيان ، با براندازى دودمان جوامع و نسل هاى اين چنينى نيز از اسرار پنهانى است كه هيچ فيلسوف و متفكرى در حل اين معما راه ندارد . دليل اين ادعا ، واقعه هاى حيرت انگيزى است كه در قرآن به آنها اشاره شده است و اساسا رابطه ى تكوين و تشريع ، عبرت آميزترين و حيرت انگيزترين تجربه ها براى عبرت گيرى همه ى نسل ها است و افزون بر آن ، براى آن است كه انسان ها به اختيار خود از نافرمانى آفريدگار هستى دست بكشند ، هر چند بعد از سپرى شدن مدت طولانى و اتمام حجت ، در همين دنيا جزاى سوء عمل خود را خواهند ديد .
أللهم و أيما غاز غزاهم من أهل ملتك ، أو مجاهد جاهدهم من أتباع سنتك ، ليكون دينك الأعلى و حزبك الأقوى و حظك الأوفى ، فلقه اليسر ، و هيئ له الأمر ، و توله بالنجح ، و تخير له الأصحاب ، و استقو له الظهر ، و أسبغ عليه فى النفقة ، و متعه بالنشاط ، و أطف عنه حرارة الشوق ، و أجره من غم الوحشة ، و أنسه ذكر الأهل و الولد ؛
خدايا ، هر رزمنده اى كه با دشمنان تو مى جنگد و يا مجاهد مسلمانى كه از جهاد و كوشش عليه آنان خوددارى نمى كند تا دين تو را برتر و حزب تو را تواناتر و حظ تو را تمام تر كند ، كار آنها را آسان ساز و وسايل شان را فراهم نما و پيروزى آنان را عهده دار شو و يارانى كه پشتوانه ى آنان باشند براى آنها برگزين و روزى و نعمت آنها را فراوان و روح آنان را با نشاط و خرم گردان و با الهام كردن شكيبايى و آرامش به آنان ، حرارت اشتياق شان را به خاندان و بستگانشان تسكين بخش و آنان را از غم ترس و وحشت در پناه خود درآور و با توجه ژرف آنان به دشمن يادكرد بستگان و فرزندان را از ذهن آنان بزداى و غافل ساز .
لزوم تشكيل حكومت
در اين فراز امام معصوم عليه السلام براى رزمندگان اسلام كه در طول تاريخ الهى به خدمت گذارى مشغول اند ، آرزوى موفقيت ، قدرت ، نشاط ، آسانى كار و پيروزى پيوسته و نيز روحيه ى آماده و خالى از هر دغدغه و تمركز همت واحده براى پيشرفت دين توحيدى و آيين مقدس اسلام را براى آنان تقاضا نموده است . از اين آرزوى پيوسته و دعاى هميشگى براى پيروزى دايمى براى پيكارگران اسلامى ، به خوبى مى توان فهميد كه روح پاك معصوم عليه السلام حكومت نظامى الهى و اقتدار دولت اسلامى را حاكم بر تاريخ بشرى مى پسندد ، زيرا به خوبى پيدا است كه پايدارى دين و موفقيت آن وابسته به موفقيت حكومت اسلام و غلبه بر كافران و مهاجمان است ؛ بدين معنا كه اگر اسلام بر ملحدان و منكران چيره نگشته و حكومتى محكم و مستحكم نداشته باشد ، عملا آيين مقدس اسلام تعطيل و دين خاتم و جاويد اسلام به تدريج به فراموشى سپرده مى شود و به تعبير ديگر ، ساختار دين بدون داشتن اقتدار حكومتى قابل پياده شدن نيست و در غير اين صورت ، آن چه از احكام الهى دينى نصيب انسان ها و امت اسلامى مى شود ، يك سلسله احكام شخصى و فردى ناپيوسته و بريده از اجتماع است و راستى كه اين نتيجه ى ناخواسته ، سزاوار امتى نيست كه در طول تاريخ با مجاهدت تمام و تقديم خون شهيدان و همت گسترده و پيوسته ى دانشمندان بزرگ جهان اسلام در حفظ و حراست آن كوشيده اند و سعى عظيم داشته اند كه اين آيين مقدس را به نسل هاى آينده تحويل دهند و قطعا اين گونه فهم و تلقى از اسلام ، مطابق با ذايقه ى شارع مقدس اسلام نيست ؛ قرآن كريم اين دين را دين خاتميت مى داند و به تصريح تمام مى فرمايد :
(و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الآخرة من الخاسرين)؛
هر كسى به جز اسلام دينى برگزيند ، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيان كاران خواهد بود .
و نيز مى فرمايد :
(ان الدين عند الله الاسلام)؛
دين در نزد خدا عبارت است از اسلام و تسليم .
بنابراين ، خداوند متعال اسلام را متكفل مديريت به معناى تمام شئون انسان ها قرار داده و هيچ چيز را فروگذار نكرده است ، زيرا همان خدايى كه جهان را با تمام دقت آفريده ، انسان را آفريده و قرآن را نازل فرموده است و بر اين اساس ، قرآن هرگز نيازهاى انسانى را ناكام نگذاشته است و تلقى التقاطى و ايمان به برخى از آن و انكار برخى ديگر - (نؤمن ببعض و نكفر ببعض)- قطعا مخالف با آيين مقدس اسلام است ؛ آيينى كه حجم عظيمى از دستورهاى الهى را تشكيل مى دهد كه همگى پيوند ناگسستنى با يكديگر دارند .
خلاصه اين كه : از اين كه امام معصوم عليه السلام براى رزمندگان و جنگ جويان در تمام زمان ها دعا مى كند ، برمى آيد كه اسلام داراى يك سلسله احكام و دستورهايى است كه براى جهان كفر قابل تحمل نيست و دولت هاى الحادى با او خواهند جنگيد و اگر اسلام از قدرت دفاعى فوق العاده برخوردار نباشد ، لگدمال كفر خواهد شد . بنابراين ، بايد اقتدار لازم را داشته باشد و اين اقتدار جز با تشكيل حكومتى مقتدر ، ميسور و ممكن نيست .
و أثر له حسن النية ، و توله بالعافية ، و أصحبه السلامة ، و أعفه من الجبن ، و ألهمه الجرأة ، و ارزقه الشدة ، و أيده بالنصرة ، و علمه السير و السنن ، و سدده فى الحكم ، و اعزل عنه الريآء ، و خلصه من السمعة ، و اجعل فكره و ذكره و ظعنه و اقامته ، فيك و لك ؛
خدايا ، به يكايك رزمندگان اسلام حسن نيت الهام فرما و با عافيت خود از او سرپرستى كن و از ترس ، بر كنارش فرما و جرأت را به او الهام كن و قدرت را روزى اش ساز و ياريش نما و از طريقه ها و سنت هاى درست زندگى آگاه فرما و در احكام و باورها ، استوار و خالى از خطا و در كردار ، دور از ريا و در گفتار ، دور از سمعه بدار و فكر و ذكر و حركت و سكون او را در خود و براى خودت قرار بده .
شرايط رزمندگان اسلام
نگاه دارى و محافظت از زمينه اى كه اسلام براى بشر تدارك ديده و فراهم آورده ، فقط در شرايط ويژه اى ميسور است ؛ يعنى نسل هاى امت اسلامى فقط در نظام تربيتى خاصى مى توانند اين آيين مقدس را به تمام معنا پياده و بدان عمل كنند و سپس به نسل بعد منتقل سازند و به تعبير ديگر ، اسلام استعداد پذيرش و سپس استعداد به كار بستن و در مرحله ى سوم استعداد دفاع كردن از آن را در بين دشمنان حتما براى امت خود لازم ديده است . از اين رو ، جاويد ماندن هر مكتب هر يك از اين سه نكته ى مهم را مى طلبد ؛ در غير اين صورت ، آيين الهى ماندگار نخواهد بود و دين اسلام خاصيت جاودانى بودن خود را از دست داده و فرو خواهد پاشيد و شرايطى را كه يك رزمنده ى اسلام بايد داشته باشد، از دست خواهد داد .
شرايطى را كه رزمنده ى اسلام بايد داشته باشد ، عبارت است از : حسن نيت ، سلامت نفس ، دورى از ترس و داشتن جرأت و شدت و آگاهى از تاريخ و سنت ها و طريقه ها ، استحكام در تصميم ، دورى از ريا و سمعه و خلوص در همه ى حركات و سكون مى باشد . البته بايد به ياد داشت كه هر فرد عاقل و بالغ و مكلف مسلمان ، يك رزمنده ى اسلام به شمار مى آيد كه بايد به هنگام بروز گرفتارى براى دولت اسلامى ، با تمام قدرت در جبهه ى دفاع از اسلام قرار گيرد . بر اين اساس ، صفات رزمنده ى اسلام همان صفات مسلمان است ؛ يعنى مسلمانان در هر نسلى ، در شرايطى لياقت پذيرش و رسالت اين آيين مقدس را دارند كه به تمام شايستگى هاى اين مكتب آراسته باشند . با دقت در مجموعه ى صفات ياد شده ، مى بينيم كه هر قوم و ملتى در صورت متخلق شدن به اين اوصاف ، از يك برترى روحى فوق العاده اى برخوردار خواهند بود كه در مقابل هيچ قدرت و دولت و هيچ گونه زر و زيورى زانو نخواهند زد و تمام روزنه هاى نفوذ دشمن را كه مى تواند با نيرنگ هاى گوناگون در صفوف لشكريان حريف رخنه كند ، بسته خواهد شد و رزمندگانى كه چنين تربيت يافته اند با تمام وجود خود در مقابل دشمن صف آرايى خواهند كرد و بنا به فرموده ى حضرت سجاد عليه السلام باطن و ظاهر و هر حركت و سكون آنان فقط فى الله و لله خواهد بود و غير خدا در وجود آنان راه نخواهد يافت و به هيچ چيز جز خدا دل نبسته و به آينده و گذشته بى اعتنا گرديده و فقط به محبوب خويش دل گرم خواهند بود و به انسان هايى نفوذناپذير و فوق پولادين تبديل خواهند شد و تمام اهداف و اغراض باطل از آنها به دور خواهد بود ، حتى از ريا و سمعه كه خفى ترين شرك به خداوند متعال است ، پاكيزه خواهند بود . در روايت آمده است :
قال صلى الله عليه و آله : ان أخوف ما أخاف عليكم الشرك الأصغر . قالوا : و ما الشرك الأصغر يا رسول الله ؟ قال : الرياء ، يقول الله - عزوجل - : يوم القيامة اذا جازى العباد بأعمالهم : اذهبوا الى الذين كنتم تراؤون فى الدنيا ، هل تجدون عندهم ثواب أعمالكم ؛
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آن چه از همه چيز بيشتر از خطر آن بر شما بيم دارم ، شرك كوچك تر است . عرض شد : شرك كوچك تر چيست ؟ فرمود: ريا، زيرا خداوند متعال در روز قيامت به رياكاران مى فرمايد: به سوى آنان كه در دنيا براى آنها ريا مى كرديد ، خوشايند برويد و ببينيد آيا پاداشى نزد آنها مى يابيد ؟
فاذا صاف عدوك و عدوه ، فقللهم فى عينه ، و صغر شأنهم فى قلبه ، و أدل له منهم ، و لا تدلهم منه ، فان ختمت له بالسعادة ، و قضيت له بالشهادة ، فبعد أن يجتاح عدوك بالقتل ، و بعد أن يجهد بهم الأسر ، و بعد أن تأمن أطراف المسلمين ، و بعد أن يولى عدوك مدبرين ؛
خداوندا ، اگر رزمنده ى اسلام در مصاف دشمن تو و دشمن خود قرار گرفت ، دشمنان را در چشم او خوار و كوچك گردان و او را بر دشمن چيره گردان و دشمن را بر او غالب مگردان و اگر عاقبت او به سعادت شهادت ختم مى شود ، شهادت او را بعد از آن قرار ده كه دشمن تو را كشته و يا به اسارت گرفته است و اطراف و اكناف مسلمانان به امن و امان رسيده و دشمن تو پشت كرده و بگريزد .
آثار اندك و زياد جلوه دادن لشكر كفر
در اين فراز به قدرت نمايى حضرت حق - جل و علا - بر انسان اشاره شده است و اين يكى از شگفت انگيزترين مسائل است كه انسان ديده و يا شنيده است ، زيرا فقط و فقط خدا و قيوم متعالى است كه مى تواند لشكريان فراوان را در چشم انسان اندك و يا افراد اندك را فراوان جلوه دهد ؛ به گونه اى كه مسلمانان ، دشمنان بسيار خود را اندك ديده و دشمنان ، صفوف اندك مسلمان را بسيار و نيرومند ببينند و ويژگى اين كار آن است كه مسلمانان دلير گرديده و با تمام قدرت به جنگ و پيكار مى پردازند و با تهاجم فوق العاده صفوف دشمن را درنورديده و آنان را متلاشى و تار و مار مى كنند ، زيرا پيدايش روحيه ، عظيم ترين قدرتى است كه لشكريان بايد دارا باشند؛ به گونه اى كه با نبود آن هرگز توان مقابله نخواهند داشت ، بكله خود را در مصاف جنگ باخته و سپس كشور و آرمان الهى را از دست مى دهند و يك باره صحنه ى نبرد را به دشمن غدار مى سپارند .
از سوى ديگر ، وقتى دشمنان لشكريان اسلام را فراوان مى بينند ، روحيه ى جنگاورى و كارزار را باخته و از توان خود بى خبر خواهند ماند .
پيكار تا آخرين نقطه ى پيروزى
امام عليه السلام در ادامه ى اين فراز از خداوند متعال درخواست نموده است كه شوكت و عظمت مسلمانان تا نقطه ى پيروزى باقى بماند ، اگر چه امام عليه السلام از شهادت به سعادت تعبير نموده است ، ولى در اين جا دو مسئله مطرح است كه به هر يك بايد جداگانه نگريسته شود :
1. پيروزى اسلام در مقابله با كفر و غلبه بر موانع هدايت ؛ كه مى بايست تجهيزات و نفرات در حد لازم باشد و از خداوند متعال دوام پايندگى رزمندگان را درخواست نمود تا بتوانند كفر را زمين گير و خطه ى اسلامى را از لوث وجود آنان پاك كنند .
ممكن است اين سؤال مطرح شود كه خداوند متعال خود مى تواند به افراد اندك ، قدرت افراد فراوان را بدهد و در نتيجه آنان را بر كفر چيره گرداند و در اين صورت ، فرقى بين بود و نبود رزمندگان نيست ، زيرا همه چيز به دست خدا است . بنابراين ، چرا شهادت آنان - اگر مقدر شده باشد - در آخرين نقطه ى پيروزى تقاضا شده است ؟
پاسخ آن است كه مددهاى غيبى از جانب حضرت حق ، در مواردى صورت مى گيرد كه لشكريان اسلام مجهز به امكانات نباشند وگرنه بايد در نگهدارى آن كوشيده و با همان جنگ افزارهاى موجود با افراد بجنگند و وظيفه ى رزمندگان در اين موارد ، اظهار قدرت در جنگ و پيكار است ، ولى آن گاه كه لشكر اسلام فاقد عده و عده ى لازم باشد و جنگيدن و پيروزى براى اسلام ضرورى و حتمى باشد ، جاى ظهور عنايات ربانى و قدرت قاهره ى حضرت حق و امدادهاى غيبى است .
2. قله ى مرتفع كمال انسانيت ، فدا شدن جان انسانى در مقدس ترين آرمان ها است و شهادت ، عبارت از فنا شدن انسان در راه خدا و پيوستن به ابديت و ارتقا به مقام قرب الهى است كه اگر هزاران عمر در راه آن فدا شود اندك است .
أللهم و أيما مسلم خلف غازيا أو مرابطا فى داره ، أو تعهد خالفيه فى غيبته ، أو أعانه بطائفة من ماله ، أو أمده بعتاد ، أو شحذه على جهاد ، أو أتبعه فى وجهه دعوة ، أو رعى له من ورائه حرمة ، فآجر له مثل أجره وزنا بوزن و مثلا بمثل ، و عوضه من فعله عوضا حاضرا يتعجل به نفع ما قدم و سرور ما أتى به، الى أن ينتهى به الوقت الى ما أجريت له من فضلك، و أعددت له من كرامتك؛
خدايا ، هر مسلمانى كه درباره ى يكى از رزمندگان اسلام يا يكى از مرزداران را در نبود آنان ، عهده دار هزينه ى خانواده اش شود يا به نحوى از دارايى خود به آنان كمك رساند يا او را مجهز به افزار جنگى و مهيا براى رزم نمايد و يا نسبت به راهى را كه در پيش گرفته دعا كند و يا آبروى او را حفظ كند ، همانند اجر و هم سنگ مزد او ، به او پاداش عطا فرما و به جاى آن كمك ها ، پاداشى را به او كرامت فرما كه هم در دنيا از آن استفاده نمايد و هم در آخرت پاداش هاى آن ذخيره ها و فضل تو ، بر او مستفيض باشد .
حكمت هاى كمك رسانى افراد پشت جبهه به رزمندگان
در اين فراز امام معصوم عليه السلام نظام پشت جبهه را با دعاى بسيار جالب و همه جانبه اى تدارك ديده و بدين سان ، آمادگى روحى را به جامعه ترزيق نموده و آنان را براى پشتيبانى رزمندگان مهيا مى سازد . در اين تدبير ، حكمت هاى بسيارى نهفته است كه جامعه ى اسلامى را از هجوم فتنه ها مصون مى دارد . به برخى از اين حكمت ها اشاره مى كنيم :
1. دخالت دادن همه ى مردم از اعم از آنان كه توان رزمى دارند و يا ندارند ، در دفاع و پشتيبانى از كشور ؛ به گونه اى كه هيچ كس را بى تفاوت رها نكرده و نسبت به حفظ كيان اسلام و مسلمانان به تعهد وامى دارد و هر فردى به خود اجازه انصراف از وظيفه را نمى دهد ، بلكه همگى خود را صاحب اختيار در جريان هاى كشور دانسته و با ترغيب افراد به مشاركت مستقيم در سرنوشت جامعه ، تمام مملكت را در دامن ملت مى افكند و مسئوليت حفظ آن را به آنان وامى گذارد .
2. دل گرمى رزمندگان و پيدايش روحيه ى قوى و اميدوارى به آينده ، كه موجب احساس قدرت مندى و مقاومت بيش از پيش خواهد بود ؛ به طورى كه رزمندگان خود را تنها نمى بينند ، زيرا مى دانند تمام مردم در دفاع از اسلام شريك اند و هر كس به اندازه ى توان خود انجام وظيفه مى كند ، حتى پيرزن خميده اى كه از فرزندان پيكارگران نگهدارى و آنان را سرپرستى مى كند ، به سهم خود بهترين كمك را به آنان نموده و به ايفاى وظيفه ى الهى خود متعهد است و به همين مقدار كه از او ساخته است و شرعا بر او لازم است ، انجام وظيفه مى كند .
3. مردم از نظر روحى آمادگى تمام براى دفاع از آيين مقدس اسلام پيدا مى كنند و خود را چنان مى بينند كه مى بايست در انجام دستورها پايمردى نمايند و در اين تصميم نيز به طور فعال و كوشا عمل مى كنند . اين آمادگى روحى و معنوى به حدى در رشد انسان نقش دارد كه گاه به جايى مى رسد كه انسان را به قرب الهى مفتخر و مايه ى عزت او در دو جهان و نجات از تمامى سختى هاى عالم برزخ و قيامت مى شود ، زيرا يكى از هدف هاى مهم تشريع تمامى تكاليف الهى ، آمادگى براى دل كندن از تعلقات و روى آوردن به معنويات و تقرب جستن به رحمت حضرت رب العالمين است .
4. وحدت و همبستگى بسيار شديد و حاكميت نظام عاطفى در جامعه ى مسلمانان ؛ به گونه اى كه هر كس خود را در گرفتارى ديگران شريك مى داند . اين مسئله گذشته از نظام دفاعى ، در امنيت داخلى بسيار مؤثر و موجب آسايش و آرامش مردم در حال حضور و غيبت آنان مى باشد و چه بسيار از گرفتارى هاى مردمى كه در اثر اين گونه احساس هم دردى ها حل گرديده و مردم از حوادث بسيارى در امان خواهند بود .
أللهم و أيما مسلم أهمه أمر الاسلام ، و أحزنه تحزب أهل الشرك عليهم ، فنوى غزوى ، أو هم لجهاد فقعد به ضعف ، أو أبطأت به فاقة ، أو أخره عنه حادث ، أو عرض له دون ارادته مانع ، فاكتب اسمه فى العابدين: و أوجب له ثواب المجاهدين، و اجعله فى نظام الشهداء و الصالحين؛
خداوندا ، هر مسلمانى كه نسبت به وضع اسلام نگران و از تجاوز فرقه هاى اهل شرك اندوهگين است و در نيت او است كه به جنگ و جهاد دست زند ، ليكن ضعف يا فقر يا حادثه ى ديگرى مانع از اراده ى او مى شود ، نام او را در ديوان عابدان و پاداش او را ثواب مجاهدان مقرر بفرما و او را در سلك شهيدان و صالحان قرار ده.
پاداش براى كار انجام نداده ! و سر آن
اين فراز ، گذشته از اشاره به نكته هاى بسيار جالبى كه در فراز قبل متذكر شديم ، اشاره به دقيقه ى بسيار جالب ديگرى دارد كه فقط مكتب اسلام توانسته است به اين دقيقه توجه نموده و بعد تازه اى از بشر را كشف كرده و آن را مورد استفاده قرار دهد و آن نكته عبارت از اعطاى ثواب و اجر قطعى ، به فردى است كه اراده ى انجام كارى را دارد و دلش براى انجام آن مى تپد ، ولى قدرت اجرا ندارد ؛ يعنى اجر شهيد را به فردى مى دهد كه قلب او آماده ى شهادت است ، ولى موانع ميان او و خواسته اش حايل گرديده است . آيين اسلام چنين فردى را در سلك شهيدان و صالحان برمى شمرد . در اين گونه رفتار اسلام با امت خود ، دو نكته ى بسيار جالب را درمى يابيم كه هيچ نظام حقوقى و جزايى ، توان آن را ندارد :
1. تمامى دستورهاى الهى آيين مقدس اسلام فقط به خاطر تربيت فرد و شكوفا ساختن استعدادهاى او مى باشد و هدف اعلاى دين ، انجام يك سلسله دستورهايى است كه متكفل چنين خاصيت و ويژگى است . بنابراين ، اگر براى فردى شرايط اضطرارى ويژه اى حاصل شد ؛ به گونه اى كه به سوى انجام كار سنگينى بشتابد ، ولى به انجام فيزيكى آن كار موفق نشود ، شارع مقدس اسلام رشد لازمى را كه انجام آن كار ايجاد مى كند ، در روحيه ى اين فرد ايجاد كرده و اثر تكوينى آن عمل و اجر طبيعى آن را امضا فرموده و خداوند متعال مقامى را كه به جا آوردگان آن عمل بدان نايل مى گردند ، به او عطا مى فرمايد ، زيرا غرض اصلى ، رشد روحى فرد است كه گرچه موفق به انجام كار نگرديده است ، اما موفق به تصميم جدى بر آن گرديده كه رشد روحى و معنوى همان فرد در پى دارد .
2. شارع مقدس انسان ها را بر حسب دعاوى و يا شهود و سوگند ، محاكمه نكرده و از آنها حساب نمى كشد ، بلكه ملاك در محاسبه ى الهى ، قلب و جان بندگان مى باشد ؛ چنان كه قرآن كريم مى فرمايد :
(يعلم ما يسرون و ما يعلنون انه عليم بذات الصدور)؛
او آن را پنهان يا اعلان داريد مى داند ، او به تمام آن چه در دل شما مى گذرد ، آگاه است .
نيز مى فرمايد :
(يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصدور)؛
او نيت پوشيده در گوشه هاى چشمان و نهان خانه ى دل ها را مى داند .
هم چنين مى فرمايد :
(و ان تبدوا ما فى أنفسكم أو تخفوه يحاسبكم به الله)؛
او به تمامى آن چه اظهار مى داريد و يا پنهان نگاه مى داريد . شما را به محاسبه مى كشد .
از اين رو ، در روايت آمده است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود :
ان العبد المؤمن الفقير ليقول : يا رب ، أرزقنى حتى أفعل كذا و كذا من البر و وجوه الخير . فاذا علم الله - عزوجل - ذلك بصدق نية كتب الله له من الأجر مثل ما يكتب له لو عمله ، ان الله واسع كريم ؛
هرگاه فرد مؤمن نادار مى گويد : پروردگارا ، به من ثروت ده تا فلان كارهاى نيك را به جا آورم . هر گاه خداوند - عزوجل - بداند كه نيت او صادق است و واقعا اين آرزو را دارد ، مشابه همان اجر را به او عطا مى كند كه به عاملان و نيكوكاران اهدا مى فرمايد و خداوند گسترنده و گرامى است .
نيز رسول الله صلى الله عليه و آله مى فرمايد :
من طلب الشهادة صادقا ، أعطاها و لو لم تصبه ؛
هر كس به راستى شهادت در راه خدا را طلب كند ، خداوند متعال مرتبه و منزلت شهدا را به او كرامت مى فرمايد ، اگر چه در بستر بميرد و شهيد نگردد .
و اين همه به دليل آن است كه ملاك در پاداش الهى ، پاك بودن دل و آمادگى تمام عيار جان ها است و غرض و هدف دقيق از فرمان بردارى ها ، رشد روح و پيدايش درجات وجودى است . به همين دليل كارهاى ريايى اگر چه به بهترين وجه صورت گيرند ، كم ترين پاداشى را نتيجه نخواهد داد ، زيرا از انجام تكاليف هيچ بهره اى نصيب جان چنين عمل كنندگان نگرديده است .
أللهم صل على محمد عبدك و رسولك و آل محمد ، صلاة عالية على الصلوات ، مشرفة فوق التحيات ، صلاة لا ينتهى أمدها ، و لا ينقطع عددها ، كأتم ما مضى من صلواتك على أحد من أوليائك ،انك المنان الحميد المبدئ المعيد الفعال لما تريد ؛
خدايا ، بر حضرت محمد ، بنده و فرستاده ات و خاندان او ، عالى ترين درود خود را كه برتر از همه ى تحيات است نثار فرما ؛ درودى كه نه زمان آن تمام شود و نه شماره آن پايان پذيرد ؛ همانند كامل ترين درودهايى كه براى يكى از اولياى خود فرستاده اى ، زيرا تو منان و ستوده و آفريننده ى همه چيز و بازگرداننده ى مردم در قيامت و به جا آورنده ى همه چيز هستى.
.....................
دعاى آن حضرت عليه السلام است هنگامى كه روزى
از دعاهاى آن حضرت است در اشتياق به درخواست آمرزش از خداوند (جل جلاله)
و از دعاى امام - كه بر او درود باد- بود، هنگامى كه به سوى ماه نو
̶ اى خدا اى آنكه در عطاء و احسان به خلق پاداش نخواهى
̶ و
صحیفه سجادیه - دعای شماره ۲۲ - فراز ۱۳
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ
بنیاد صحیفه سجادیه در استان اصفهان در جهت توسعه فرهنگ قرآن و عترت براساس حدیث ثقلین در سال 1395 تاسیس گردید.
امید است این کتاب ازرشمند صحیفه سجادیه که تنها کتابی است که از سوی اهل بیت (ع) به نگارش درآمده و به عنوان زبور آل محمد و خواهر قرآن معروف است، بعد از قرآن و نهج البلاغه به آن توجه ویژه شود و در جامعه اسلامیمان مورد توجه و بهر برداری قرار گیرد.
